گوشه ای از فضیلت سوره ذاریات
ساعت ٤:٠٤ ‎ق.ظ روز جمعه ۱٧ تیر ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: گوشه ای از فضیلت سوره ذاریات ،نکات قرآنی

گوشه ای از فضیلت سوره ذاریات:

 

در حـدیـثـى از امـام صـادق (علیه السلام ) آمده است : من قراء سورة الذاریات فى یومه

او لیـلتـه اصـلح الله له معیشته و اتاه برزق واسع و نور له فى قبره بسراج یزهر الى یوم

القیامة :

(هـر کـس سـوره ذاریـات را در روز یـا شـب بـخـواند خداوند وضع زندگى و معیشت او را

اصلاح مى کند، روزى وسیعى به او مى دهد، و قبر او را با چراغى روشن مى سازد که تا

روز قیامت مى درخشد)!

کـرارا گـفـتـه ایـم تـنـها لقلقه زبان براى رسیدن به اینهمه پاداش عظیم کافى نیست

بـلکـه هـدف تـلاوتـى اسـت انـدیـشـه بـرانـگـیـز، و انـدیـشـه اى عمل آفرین !

ضمنا نامگذارى سوره به (ذاریات ) به تناسب نخستین آیه این سوره است .

 

 تفسیر نمونه جلد 22

 


 
زهراوان یا زهراوین
ساعت ٢:۱٥ ‎ق.ظ روز شنبه ۱۱ تیر ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: زهراوان یا زهراوین ،نکات قرآنی

زهراوان یا زهراوین:

 

به دو سوره قرآن اطلاق مى‏گردد:

 

بقره و آل‏عمران.

 

کانون گفتگوی قرآنی


 
مسبّحات
ساعت ٢:٠٩ ‎ق.ظ روز شنبه ۱۱ تیر ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: مسبّحات ،نکات قرآنی

مسبّحات:

 

عبارتنداز سوره های:

اِسراء، حدید، حشر، صف، جمعه، تغابن و اعلى.

 

کانون گفتگوی قرآنی


 
تقوا
ساعت ٢:٠٧ ‎ق.ظ روز جمعه ۳ تیر ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: تقوا ،نکات قرآنی

تقوا:

راغب اصفهانی می گوید: تقوا از ماده «وقایه» به معنی حفظ کردن چیزی در برابر آفات

است. تقوا به معنی محفوظ داشتن روح و نفس است از آن چه بیم می رود و به آن زیان

رساند؛ سپس به خوف و ترس نیز تقوا گفته شده است و در لسان شرع آن را به

خویشتن داری در برابر گناه و محرّمات اطلاق می کنند و کمال آن به ترک بعضی از

مباحات مشکوک است.- راغب اصفهانی، مفردات، ص 530.-

به عبارتی ساده تقوا پرهیز کردن از گناه است.

 

تقوا، ملاک برتری فرد بر انسانهای دیگر:  «انّ اکرمکم عند اللّه اتقیکم»(1)

تقوا، زمینه پذیرش هدایت الهی را فراهم می‌کند:  «هدی للمتّقین»(2)

تقوا، وسیله برای دریافت علم الهی و ویژه است:  «اتقواللّه و یعلّمکم اللّه»(3)

تقوا، وسیله دریافت رحمت الهی است:  «اتقوا لعلّکم ترحمون»(4)

تقوا، معیار قبولی اعمال و طاعات:  «انّما یتقبل اللّه من المتّقین»(5)

تقوا، وسیله دریافت رزق از طرق غیر منتظره:  «و یرزقه من حیث لا یحتسب»(6)

تقوا، وسیله برای در بن بست قرار نگرفتن:  «و من یتّق اللّه یجعل له مخرجاً»(7)

تقوا، عامل توجه و حمایت و همراهی خاص خداوند:  «ان اللّه مع المتّقین»(8)

تقوا، عامل عاقبت به خیری است:  «والعاقبة للمتّقین»(9)

تقوا، فلسفه عبادت(10) و بسیاری از دستورات اسلامی چون روزه(11) و... می‌باشد.

 

 

1. سوره حجرات، آیه 13.

2. سوره بقره، آیه 2.

3. سوره بقره، آیه 282.

4. سوره انعام، آیه 155.

5. سوره مائده، آیه 27.

6. سوره طلاق، آیه 3.

7. سوره طلاق، آیه 2.

8. سوره توبه، آیه 36.

9. سوره اعراف، آیه 128.

10. سوره بقره، آیه 21.

11. سوره بقره، آیه 183

نقل از تبیان


 
العصر
ساعت ۱٢:٤۸ ‎ق.ظ روز جمعه ۳ تیر ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: العصر ،نکات قرآنی

العصر یکصدو سومین سوره قرآن کریم است که مکی و دارای 3 آیه است.

از منابع اهل سنت نقل شده است که این سوره در فضیلت امیرالمومنین علی

علیه السلام است.(1) این سوره در میان یاران رسول خدا صلی الله علیه و اله

و سلم به قدری مهم و ارزشمند بود که هر گاه یکدیگر را دیدار می کردند تا

سوره عصر را برای هم نمی خواندند از هم جدا نمی شدند.(2)

امام صادق علیه السلام در تفسیر این سوره فرمودند: «الا الذین امنوا» یعنی

کسانی که به ولایت امیرالمومنین علی علیه السلام ایمان آورده اند.(3)

هم چنین در فضیلت این سوره فرمودند: هر کس سوره عصر را در نمازهای

مستحبی قرائت کند، خداوند در روز قیامت چهره اش را نورانی و خندان و

چشمش را روشن کرده تااو را وارد بهشت نماید.(4)

از رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم نقل شده است: هر کس این سوره را

قرائت نماید عاقبت کار او به صبر و شکیبایی ختم خواهد شد و در روز قیامت

همراه با یاران حق محشور خواهد شد.(5)

آثار و برکات سوره:

       گوینداگر سوره عصر را بر کسی که تب داشته باشد بخوانند تب او زائل

گردد و اگر این سوره را بر فرد افسرده بخوانند از افسردگی بیرون آید. (6)

 

  _____________________

 

پی نوشت:

(1) الدرالمنثور، ج6، ص392

(2) همان، ص391

  (3) تفسیرالقمی، ج27، ص441

(4) ثواب الاعمال، ص125

  (5) مجمع البیان، ج10، ص434

  (6) درمان با قرآن، ص162

نقل از تحفه المجالس


 
وان یکاد
ساعت ۱٢:٤٤ ‎ق.ظ روز جمعه ۳ تیر ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: وان یکاد ،نکات قرآنی

وان یکاد:

 

 

 

 

آغاز آیه ماقبل آخر از سوره قلم است و تمام آن (با آیه بعدى)

چنین است: <و إن یکاد الذین کفروا لیزلقونک بأبصارهم لمّا

سمعوا الذکر و یقولون إنه لمجنون و ما هو إلّا ذکر للعالمین» (و

بسیار نزدیک بود که کافران چون قرآن را شنیدند، تو را با

دیدگانشان آسیب برسانند [چشم‏زخم بزنند] و گفتند او دیوانه

است. و حال آن‏که آن جز پندى براى جهانیان نیست) (سوره

قلم، آیات 51 و 52). مفسران در شرح این آیه گفته‏اند که عده‏اى

از کافران، چشم‏زنان حرفه‏اى و قهّار و شورچشم و گزندرسان

طایفه بنى‏اسد را، که به‏چشم‏زنى و آسیب‏رساندن با چشم

به‏انسان و حیوان معروف بودند، آوردند که حضرت رسول(ص) را

چشم بزنند و از پاى درآورند، ولى حفظ الهى او را در امان

داشت و این آیه در اشاره به‏آن نازل شد و حسن بصرى و

دیگران گفته‏اند که خواندن و به‏همراه‏داشتن این آیه در دفع

چشم زخم مؤثر است. همین است که از آیه وَ اِنْ یکاد، حرز و

تعویذى به‏صورت گردن‏بند هم ساخته مى‏شود و به‏گردن اطفال

مى‏اندازند. حافظ گوید:

حضور محفل انس است و دوستان جمعند

وان‏یکاد بخوانید و در فراز کنید

(یعنى در را ببندید که نامحرمان وارد محفل انس ما نشوند).
 
کانون گفتگوی قرآنی

 
معوّذتین
ساعت ۱٢:۱٤ ‎ق.ظ روز جمعه ۳ تیر ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: معوّذتین ،نکات قرآنی

معوّذتین(که به فتح واو تلفظ مى‏شود و به کسر آن درست است)

نام دو سوره آخر قرآن، یعنى فلق (قل اعوذ بربّ الفلق) و ناس (قل

اعوذ بربّ الناس) است که چون حضرت رسول(ص) با خواندن آنها

نوادگانش حسن و حسین(ع) را تعویذ مى‏کرد (به‏پناه خداوند

مى‏سپرد) به‏این نام‏ها خوانده شده‏اند.

کانون گفتگوی قرآنی


 
برصیصای عابد
ساعت ٩:٤٦ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٧ اردیبهشت ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: برصیصای عابد ،نکات قرآنی

برصیصای عابد:

نام و سرگذشت برصیصا به طور مستقیم در قرآن نیامده است؛ ولی آیات اول تا هجدهم سوره‌ی شریفه‌ی حشر به این مطلب اشاره دارد، به این صورت که این آیات سرگذشت طایفه یهود بنی نضیر را بازگو می‌کند که در اثر پیمان شکنی، (بدون جنگک و خونریزی) از مدینه رانده شدند 3 و سخن از منافقانی است که به بنی نضیر قول مساعدت می‌دهند و آن‌ها را علیه پیامبر اسلام (ص) تحریک می‌کنند، اما هرگز به این قول‌های دروغین عمل نمی‌کنند،4 در ادامه قرآن کریم درباره‌ی منافقان تشبیهی به کار می‌برد و می‌فرماید: 

«کار آن‌ها همچون شیطانی است که به انسان گفت: کافر شود تا مشکلات تو را حل کنم. اما هنگامی که کافر شد، گفت: من از تو بیزارم، من از خداوندی که پروردگار عالمیان است، بیم دارم»۵

در اینکه منظور از "انسان" در این آیه کیست در میان مفسران اختلاف است، اکثر آن‌ها، آن را جنس انسان می‌دانند که شیطان انسانی را به سوی کفر دعوت می‌کند، زیبایی‌های دنیا را در نظرش زینت می‌دهد و او را گرفتار کفر می‌سازد و سرانجام او را با همان رها می‌سازد.6

  برخی قائلند، آیه در مورد کفار جنگ بدر نازل شده است،7 اما اغلب مفسران برصیصای عابد را مصداق بارز انسان در این آیه می‌دانند.

«کار آن‌ها همچون شیطانی است که به انسان گفت: کافر شود تا مشکلات تو را حل کنم. اما هنگامی که کافر شد، گفت: من از تو بیزارم، من از خداوندی که پروردگار عالمیان است، بیم دارم»

داستان حیرت انگیز برصیصای عابد:


راهب بنی اسرائیل در اثر عبادات طولانی به نقلی مستجاب الدعوه بود اما شیطان سال‌ها در پی فریب او بود، روزی زنی که به جنون مبتلا شده بود را به نزد وی می‌آورند تا او را شفا دهد از برصیصا می‌خواهند زن را نزد خود نگاه دارد، ابتدا امتناع می‌کند ولی با اصرار برادران آن زن، می‌پذیرد تا نزد او بماند.

شیطان راهب را وسوسه کرده و جمال زن را در نظرش زیبا جلوه می‌دهد و برصیصا به او تجاوز می‌کند، بار دیگر شیطان به او القا می‌کند برای فرار از رسوایی، زن را بکشد و او را مدفون سازد، راهب در پی آن خیانت، چنین جنایتی هم مرتکب می‌شود.

راز این رسوایی آشکار می‌شود و برصیصا را به صلیب یا به دار می‌کشند در بالای چوبه‌ی دار شیطان بار دیگر دست به گمراهی او می‌زند و از نقش اصلی خود در رقم خوردن این سرنوشت خبر می‌دهد و از او می‌خواهد اگر در برابرش سجده کند، او را رهایی بخشد، گویند راهب در همان حال با اشاره بر او سجده می‌کند و کافر می‌شود شیطان نیز از وی بیزاری جسته و او را رها می‌کند و برصیصای راهب در حالت کفر از دنیا می‌رود.8

این داستان با شرحی مفصل‌تر و با جزئیاتی متفاوت در روایات نقل شده است، نام برصیصا در کنار نام ابلیس و بلعم باعورا یاد می‌شود که هر سه به رغم پیشینه‌ی درخشان در عبادت و بندگی، سرانجامشان تباه می‌شود.9

فرآوری: شکوری

گروه دین تبیان


[1] . مرکز فرهنگ و معارف قرآن، اعلام قرآن، قم، بوستان کتاب، 1386، ج 3، ص 120.

[2] . طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه علی کرمی، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی 1380، چاپ اول، ج 14، ص 690-688.

[3] . طباطبائی، محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمد باقر موسوی همدانی، تهران، بنیاد علمی و فکری علامه طباطبائی با همکاری رجاء، 1363، ج 19، ص 412.

[4] .  مکارم شیرازی، ناصر و همکاران، تفسیر نمونه، تهران، دارالکتب للاسلامیه، 1374، چاپ 12، ج 23، ص 529- 528.

[5] . حشر، 16، (ترجمه آیات از آیت الله مکارم شیرازی می‌باشد.)

[6] . تفسیر المزیان، پیشین، ص 437، تفسیر نمونه، پیشین، ص 538.

[7] . تفسیر مجمع البیان، پیشین، ص 691.

[8] . مجمع البیان، پیشین، ص 690-688؛ نمونه، پیشین، ص 545-544؛ المیزان، پیشین، ص 441-440.

[9] . اعلام قرآن، پیشینه، ص 120.

نقل از تبیان


 
حامدات
ساعت ٦:۱٤ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٧ اردیبهشت ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: حامدات ،نکات قرآنی

 

حامدات:

حامدات پنج سوره است که با الحمدللَّه آغاز

مى‏شود که از این قرارند: 1.سوره فاتحه. 2.

سوره انعام. 3. کهف. 4. سبأ. 5. فاطر.

کانون گفتگوی قرآنی


 
فضیلت سوره مبارکه همزه
ساعت ۳:٢٩ ‎ق.ظ روز جمعه ۱٦ اردیبهشت ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: نکات قرآنی ،فضیلت سوره مبارکه همزه

فضیلت سوره مبارکه  همزه  :

در فضیلت این سوره از امام صادق علیه السلام

آمده است: هر کس سوره همزه را در نمازهای

واجبش قرائت کند فقر او زایل می گردد و روزی

به سوی او جلب شده و مرگ های بد از او دور

می شود.1

همچنین روایت شده است: هر که در

نمازهایش سوره همزه را قرائت کند به اندازه

دنیا ثواب به او داده می شود.2

از رسول خدا صلی الله علیه و اله وسلم نیز نقل

شده است: هر که این سوره را قرائت نماید به

تعداد کسانی که حضرت محمد صلی الله علیه و

اله وسلم و یارانش را مسخره کردند ده حسنه

عطا می شود.3


آثار و برکات سوره:

1) دفع چشم زخم

از امام صادق علیه السلام روایت است که هر

گاه سوره همزه را برای چشم زخم بخوانند ، اثر

چشم به قدرت خداوند از او زایل می شود.4



2) برای چشم درد

هر گاه این سوره را بر چشم دردناک بخوانند ،

خداوند او را از آن درد گشایش دهد.5





پی نوشت ها :

(1) فقه الرضا، ص344

2) الاحتجاج، ج2، ص303

(3) درمان با قران، ص163

(4) تفسیرالبرهان، ج5، ص753

(5) درمان با قرآن، ص 163

  تبیان


 
نام پیامبرانی که در قرآن آمده
ساعت ۳:٠٠ ‎ق.ظ روز جمعه ۱٦ اردیبهشت ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: نام پیامبرانی که در قرآن آمده ،نکات قرآنی

نام پیامبرانی که در قرآن آمده:

نام 26 پیامبر در قرآن به صراحت ذکر شده، و نام

حضرت اشموئیل و خضر علیهماالسلام گرچه به

صراحت ذکر نشده، ولى مطالبى از آن‏ها به

میان آمده است.


پیامبرانى که - علاوه بر پیامبر اسلام - نام آن‏ها

به طور صریح در قرآن آمده 25 نفر هستند، اگر

به این تعداد، حضرت اشموئیل و حضرت خضر را

که نام آن‏ها به صراحت در قرآن نیامده اضافه

نماییم، بیست و هفت نفر به ترتیب زیر

هستند: 

1 - آدم 2 - ادریس - 3 - نوح 4 - هود 5 - صالح

6 - ابراهیم 7 - اسماعیل 8 - اسحاق 9- لوط

10 - یعقوب 11 - یوسف 12 - ایوب

13 - ذى الکفل 14 - شعیب 15 - موسى 16 -

هارون 17 - اشموئیل‏ 18 - داوود 19 - 

سلیمان بن داوود 20 - یونس 21 - الیاس

 22 - الیسع 23 - عُزَیر 24 - خضر 25 - زکریا

26 - یحیى 27 - عیسى (علیهم‏السلام)

 


قصه‏هاى قرآن به قلم روان‏

محمد محمدى اشتهاردى‏ رحمه الله علیه


 
مفصّلات
ساعت ۱٢:٤٤ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: مفصّلات ،نکات قرآنی

مفصّلات عبارت از 66 سوره کوچک قرآن است،

 

بعد از سوره حجرات؛ یعنى از سوره <<ق>>

 

آغاز مى‏شود تا پایان قرآن، به‏اضافه سوره حمد

 

که در اول قرآن قراردارد.

 

 

شناخت سوره‏هاى قرآن، ص 47

کانون گفتگوی قرآنی 


 
به سخن آمدن کودک شیرخوار
ساعت ٢:۳٥ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٠ اردیبهشت ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: به سخن آمدن کودک شیرخوار ،نکات قرآنی

به سخن آمدن کودک شیرخوار :

 

 


وقتی زلیخا بر علیه یوسف سخن گفت که

خداوند در آیه 26 سوره یوسف بیان می‎کند،

عزیز مصر نزدیک درب قصر می‎رسد و با آن

منظره مشکوک و ادّعا و تهمت زلیخا مواجه شد،

در صدد این برآمد تا صدق و کذب طرفین (یوسف

و زلیخا) را ثابت نماید، بچه شیرخواری از

بستگان همسر عزیز مصر در آن نزدیکی بود،

یوسف از عزیز مصر خواست که بچه داوری کند

نخست عزیز مصر در تعجّب فرو رفت که مگر

چنین چیزی ممکن است!؟. امّا هنگامی که

کودک شیرخوار همچون مسیح (ع) در گهواره به

سخن آمد و این معیار و مقیاس را برای شناخت

گنهکار از بی‎گناه به دست داد، متوجّه شد که

یوسف یک غلام نیست بلکه پیامبری است،‌ یا

فردیست پیامبرگونه. 

پیامبر اکرم (ص) فرمود که چهار نفر بودند که در

حال کودکی سخن گفتند:


1- پسر آرایشگر دختر فرعون.


2- شاهد «کودک» یوسف.


3- بچه‎ای که به نفع جریح عابد شهادت داد.


4- عیسی بن مریم (ع).

 

 

اندیشه قم 


 
ثواب قرآن خواندن جوان مؤ من
ساعت ۱٢:٠٥ ‎ق.ظ روز جمعه ٩ اردیبهشت ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: ثواب قرآن خواندن جوان مؤ من ،نکات قرآنی ،روایات ،امام صادق علیه السلام


ثواب قرآن خواندن جوان مؤ من:  


امام صادق علیه السلام فرمودند: جوان مؤ منى

که قرآن بخواند، قرآن با گوشت و خونش مخلوط

مى شود و عامل همنشینى او با فرشتگان

بزرگوار وحى که هرگز مرتکب گناهى نشدهاند،

خواهد شد. و در روز قیامت نیز قرن مانعى براى

او در مقابل آتش خواهد بود. قرآن د آن روز

(خطاب به خداوند) مى گوید: هر عمل کننده اى

به پاداش عمل خود رسید. جز عمل کنندگان به

من . پس بهترین عطایاى خود را به او عنایت

فرما. خداوند عزوجل نیز دو لباس بهشتى به او

مى پوشاند و بر سرش تاج کرامت مى گذارد.

آنگاه خطاب به قرآن مى فرماید: آیا راضى

شدى ؟ و قرآن مى گوید: من بهتر از این را براى

او مى خواستم . آنگاه خداوند در امان بودن را

به دست راست و جاودانگى در بهشت را به

دست چپش مى دهد. سپس ‍ وارد بهشت مى

شود. و در بهشت به او مى گویند: یک آیه

بخوان و یک درجه بالا برو. آنگاه به قرآن خطاب

مى شود: به ارزویت رسیدى و راضى شدى ؟ و

قرآن مى گوید: خداوندا! بله . امام علیه السلام

فرمودند: کسى که خیلى قرآن بخواند و آن را

حفظ نماید، خداوند دوباره این ثواب را به او

مىدهد.





 از ثواب الاعمال و عقاب الاعمال

مؤ لف : مرحوم شیخ صدوق (ره )


 
سبع طُوَل یا طِوال
ساعت ۱٢:٢۸ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۸ اردیبهشت ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: سبع طُوَل یا طِوال ،نکات قرآنی

سبع طُوَل یا طِوال، عبارت است از: هفت سوره از

بقره تا توبه،منهاى سوره انفال.

که عبارتند از سوره های مبارکه بقره -

آ ل عمران

- نساء - مائده - انعام - اعراف و توبه .


 

کانون گفتگوی قرآنی


 
اثر آیه الکرسی
ساعت ۱۱:٢٠ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٧ اردیبهشت ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: اثر آیه الکرسی ،نکات قرآنی ،داستان قرآنی

 

 

اثر آیه الکرسی:


ابوبکر بن نوح می گوید: پدرم نقل کرد:

دوستی در نهروان داشتم که یک روز برایم

تعریف کرد که من عادت داشتم هر شب آیه

الکرسی را می خواندم و بر در دکان و مغازه ام

می دمیدم و با خیال راحت به منزلم می رفتم .

یک شب یادم رفت آیه الکرسی را به مغازه

بخوانم ، و به خانه رفتم . وقت خواب یادم آمد،

از همان جا خواندم و به طرف مغازه ام دمیدم .

فردا صبح که به مغازه آمدم و در باز کردم ، دیدم

دزدی در مغازه آمده و هر چه در آنجا بوده جمع

کرده ، بعد متوجّه مردی شدم که در آنجا

نشسته . گفتم : تو که هستی و در اینجا چه

کار داری ؟ گفت : داد نزن من چیزی از تو

نبرده ام ، نگاه کن تمام متاع تو موجود است ،

من اینها را بستم و همینکه خواستم بردارم

وببرم در مغازه را پیدا نمی کردم ، تا اثاثها را

زمین می گذاشتم در را نشان می کردم باز تا

می خواستم ببرم دیوار می شد. خلاصه شب

را تا صبح به این بلا بسر بردم تا اینکه تو در را

باز کردی ، حالا اگر می توانی مرا عفو کن ، زیرا

من توبه کردم و چیزی هم از تو نبرده ام . من

هم دست از او برداشتم و خدا را شکر کردم .

 

داستانهایی از اذکار و ختوم و ادعیه مجرب/علی میر خلف زاده

اندیشه قم 


 
دو حجاب بزرگ غفلت از نعمتهای خداوند
ساعت ۱:٤٤ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٧ اردیبهشت ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: دو حجاب بزرگ غفلت از نعمتهای خداوند ،نکات قرآنی

دو حجاب بزرگ غفلت از نعمتهای خداوند:


دو حجاب بزرگ: کثرت نعمت و عادت به آن

علّت این که ما انسانها از این نعمت هاى بزرگ

خداوند غافلیم و بر این ظرافتهاى خلقت اندیشه

و تفکّر نمى کنیم دو چیز است: اوّل، حجاب

کثرت نعمت. فراوانى نعمتها باعث مى شود که

هیچ نعمتى به چشم انسان نیاید و به آن

نیندیشد. امّا اگر به عنوان مثال همین پشه ـ که

همگان آن را موجود بى ارزش و مزاحمى

 مىدانند ـ به تعدادى کم و اندک وجود مى

داشت و به دست دانشمندان مى افتاد، آن

وقت آن را موجودى ارزشمند و شایسته

مطالعات علمى مى شناختند. دوّم، حجاب

عادت. مثلا چشم یکى از نشانه هاى بزرگ

خلقت و آفرینش است; امّا هرگز به آن نمى

اندیشیم! یا گوش انسان گیرنده قوى و ظریف و

عجیبى است; ولى چون به وجود آنها و استفاده

از آن عادت کرده ایم قدر و ارزش آنها را

نمىدانیم. در حالى که اگر دقّت کنیم نه تنها

این اعضا، بلکه همه چیز این عالم عجیب است

و همه، اسرار توحید و دلایل عظمت خدا را بیان

مى کنند.





 امثال القرآن  ص 25

آیة اللّه العظمى مکارم شیرازى(مدّظلّه)



 
آداب گوش سپاری به قرآن
ساعت ۱:۱٩ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٧ اردیبهشت ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: آداب گوش سپاریبه قرآن ،نکات قرآنی

آداب گوش سپاریبه قرآن:

 

در آیاتی از قرآن این نکته  مورد تأکید قرار گرفته است که گوش

سپاری و استماع آیات قرآنی خود آدابی داردکه می تواند قدرت

تأثیرگذاری قرآن را افزایش دهد. از جمله این آیات می توان به

سکوت و خاموشی در هنگام قرائت قرآن اشاره کرد که در آیه

۲۰۴سوره اعراف و نیز ۹۲ سوره احقاف بیان شده است. البته

فقیهان و مفسران بر این باورند که سکوت و خاموشی در هنگام

قرائت قرآن در برخی از موارد واجب می شود و در برخی موارد

تنها مطلوبیت دارد و مستحب است، البته برخی بر این باورند که

سخن گفتن در این هنگام مکروه است. به هر حال از آداب مهم

استماع آن است که شخص، سکوت و خاموشی در پیش گیرد و

سخنی بر زبان نیاورد و کاملا هوش و حواس وی به قرآن متوجه

باشد که همان مفهوم استماع و گوش سپاری است.

از دیگر آداب استماع و گوش سپاری قرآن، لزوم داشتن حالت

خضوع و خاکساری است که در آیات ۱۰۶ تا ۱۰۹ سوره اسراء و

نیز ۸۵ سوره مریم و ۱۲سوره انشقاق به آن اشاره شده است.

به سجده افتادن در هنگام استماع آیات قرآن نیز به عنوان یکی

از آداب استماع و گوش سپاری در آیات ۱۰۶ و ۱۰۷ سوره اسراء

و نیز ۸۵ سوره مریم، مطلوب دانسته شده است.

در آیاتی از جمله ۳۸ سوره مائده و ۱۰۶ و ۱۰۹ سوره اسراء

گریستن هنگام شنیدن آیات قرآنی نیز امری مطلوب و دارای

فضیلت معرفی می شود. در همین آیات با اشاره به برخی از

اهل کتاب که هنگام گوش سپاری به قرآن این گونه رفتار می

کردند از آنان تمجید و ستایش شده تا دانسته شود که مطلوبیت

آن تا چه اندازه است.

از نظر خداوند هرگونه بی اعتنایی، بی ادبی و بی احترامی و

نیز استهزای قرآن هنگام استماع آن، عملی زشت و گاه گناهی

بزرگ است. از این رو مؤمنان را از هم نشینی با کسانی که

قرآن را مسخره می کنند و به استهزا می گیرند منع کرده است.

(نساء، آیه ۱۴۰ و انعام، آیه۸۶)

 

آن چه بیان شد تنها گوشه ای از حقایق استماع و گوش سپاری

به قرآن است و بی گمان از همین مقدار می توان به جایگاه

ارزشی گوش سپاری آگاه شد و با اطاعت از این روش و شیوه،

درهای جان را به سوی حقایقی بزرگ تر و با ارزش تر باز کرد.

باشد تا این گونه باشیم و از آثار و برکات گوش سپاری به قرآن

بهره مند شویم.



نقل ازسماموس

 
خواص سوره مبارک<< توحید>>
ساعت ٢:۳۸ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٦ اردیبهشت ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: خواص سوره مبارک<< توحید>> ،نکات قرآنی


  
  
 
خواص سوره مبارک<< توحید>> :

هر که را مصیبتی پیش آید چهل مرتبه هر روز

بلافاصله بخواند.

برای دفع غم وفکر هر روز بیست و نه بار

خواند .

برای توانگری و دفع فقر هر روز ده بار بخواند.

برای سلامتی اهل و عیال ومال وغیره هر روز

پنج مرتبه بخواند .

برای رهایی از زندان در یک روز هزار مرتبه

بخواند نجات یابد.

برای هر مشکلی هزار بار بخواند بسیار مجرب

است.

 

 
بر گرفته از کتاب <<جواهر المکنونه فی الاذکار>>
تبیان


 
تعدادتکرار کلمه الله تعداد آیات وتعداد کلمات بکار رفته در قرآن
ساعت ۱:٠۳ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٦ اردیبهشت ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: تعدادتکرار کلمه الله در قرآن ،تعداد آیات قرآن ،نکات قرآنی ،تعداد کلمات قرآن

کلمه جلاله (اللَّه) در قرآن کریم 2699 بار به‏کار رفته است.

تعداد آیات قرآن بر طبق اصح روایات 6236 فقره است.

 

  تعداد کلمات قرآن 77807 فقره است.
 


کانون گفتگوی قرآنی


 
آیه به جهت زیادى رزق
ساعت ۱:٠٩ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٥ اردیبهشت ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: نکات قرآنی ،آیه به جهت زیادى رزق

آیه به جهت زیادى رزق:


به تجربه رسیده آن که در هر روز بخواند آیه مبارکه و من یتق

اللّه تا آخر آیه 3 سوره طلاق را سه مرتبه بعد از نمازهاى واجب

با سه مرتبه صلوات در اول آن و سه مرتبه صلوات در آخر آن

بخواند موجب وسعت رزق خواهد بود. ان شاء اللّه .

و من یتق اللّه یجعل له مخرجا و یرزقه من حیث لایحتسب و من

یتوکل على اللّه فهو حسبه ان اللّه بالغ آمره قد جعل اللّه لکل

شى ء قدرا.

 

 

نقل از کتاب گنجهای معنوی


 
طریقه نزول قرآن کریم
ساعت ۱:٢۱ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۳٠ فروردین ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: نکات قرآنی ،طریقه نزول قرآن کریم

طریقه نزول قرآن کریم:

قرآن کریم دو نزول دارد: یکى دفعى و یکباره، یکى تدریجى و 23

ساله. بار اول قرآن بتمامه در <لیلة القدر» به‏صورت <جملةً

واحدة» (یکبارگى) از لوح محفوظ به بیت‏العزّة یا بیت‏المعمور (در

آسمان چهارم) نازل شده، و سپس نجوماً یا مُنَجِّماً یعنى

بخش‏بخش و به تفاریق در طول مدت 23 سال به تفصیل نزول

یافته است (بحارالانوار، ج‏18، ص 253 و 254). نظر ملامحسن

فیض کاشانى درباره دو نزول قرآن‏کریم چنین است: <نزول [اول

نزول‏]معناى قرآن به قلب پیامبر(ص) است... سپس در طول

بیست [و سه‏]سال هر بار که جبرئیل بر او ظاهر شده و وحى

آورده و الفاظ آن را بر حضرت مى‏خوانده است،بخش‏بخش از

باطن قلب او به ظاهر زبانش نزول مى‏یافته است» (مقدمه نهم

از تفسیر صافى).

 

 

کانون گفتگوی قرآنی


 
آیات مکی ومدنی
ساعت ۱:۱٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۳٠ فروردین ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: نکات قرآنی ،آیات مکی ومدنی

آیات مکی ومدنی:

 

 

قریب دوثلث قرآن در مکه، و کمى بیش از یک

ثلث آن در مدینه نازل شده است (تاریخ قرآن

رامیار، ص 263). تعداد آیات مکى 4468آیه است

و تعداد آیات مدنى 1768 آیه (فرهنگ آمارى

کلمات قرآن کریم، ج 1، ص 39).

 

 

کانون گفتگوی قرآنی



 
علوم قرآنی
ساعت ۱:٠۱ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۳٠ فروردین ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: نکات قرآنی ،علوم قرآنی

علوم قرآنی:

علومى که براى فهمیدن و فهماندن و شناخت و شناساندن هر

چه عمیق‏تر و دقیق‏تر قرآن کریم به‏وجود آمده است، و در طى

تاریخ اسلام و اسلام‏شناسى بر تعداد آنها هم افزوده شده

است، <علوم قرآنى» نام دارد. هم‏چنین بعضى فنون نیز مانند

تجوید و ترتیل و ترجمه جزو آنهاست. تعداد و عناوین این علوم و

فنون قرآنى از این قرار است: 1) تاریخ قرآن 2) علم رسم [یعنى

رسم‏الخط] عثمانى 3) شناخت مکى و مدنى 4) علم شأن

نزول/اسباب نزول 5) علم شناخت ناسخ و منسوخ 6) علم

محکم و متشابه 7) تحدّى، اعجاز و تحریف‏ناپذیرى قرآن 8)

تفسیر و تأویل 9) قراءت، تجوید و ترتیل 10) فقه قرآن یا احکام

قرآن 11) اعراب قرآن یا نحو و دستور زبان قرآن 12) قصص قرآن

13) علم غریب‏القرآن یا واژگان‏شناسى قرآن 14) علم یا فن

ترجمه قرآن.

 

 

نقل از کانون گفتگوی قرآنی


 
تابوت عهد
ساعت ٩:٤۸ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢٩ فروردین ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: نکات قرآنی ،تابوت عهد ،بنی اسراییل

تابوت همان صندوقى بود که مادر موسى او را در آن گذاشت و

به دریا افکند و هنگامى که به وسیله عمال فرعون از دریا گرفته

شد و موسى را از آن بیرون آوردند همچنان در دستگاه فرعون

نگهدارى مى شد و سپس به دست بنى اسرائیل افتاد، بنى

اسرائیل این صندوق خاطره انگیز را محترم مى شمردند و به آن

تبرک مى جستند.

موسى در واپسین روزهاى عمر خود الواح مقدس را که احکام

خدا بر آن نوشته شده بود به ضمیمه زره خود و یادگارهاى

دیگرى در آن نهاد، و به وصى خویش یوشع بن نون سپرد و به

این ترتیب اهمیت این صندوق در نظر بنى اسرائیل بیشتر شده

و لذا در جنگهائى که میان آنان و دشمنان واقع مى شد آن را با

خود مى بردند، و اثر روانى و معنوى خاصى در آنها مى گذارد، و

لذا گفته اند تا هنگامى که این صندوق خاطره انگیز با آن

محتویات مقدس در میانشان بود، با سربلندى زندگى مى کردند،

ولى تدریجا مبانى دینى آنها ضعیف شد و دشمنان بر آنها چیره

شدند و آن صندوق را از آنها گرفتند، اما اشموئیل به آنها وعده

داد که به زودى صندوق عهد، به عنوان یک نشانه بر صدق گفتار

او به آنها باز خواهد گشت .


صندوق عهد،محتویاتى داشت که جمعیت بنى اسرائیل را

آرامش مى بخشید و در حوادث گوناگون نفوذ معنوى و اثر روانى

در آنها داشت فیه سکینة من ربکم و ثانیا قسمتى از یادگارهاى

خاندان موسى و خاندان هارون نیز بعدها به محتویات آن افزوده

شده بود.باید توجه داشت که سکینه از ماده سکون به معنى

آرامش است و منظور از آن در اینجا آرامش دل و جان مى باشد.




صندوق چگونه باز گشت؟


چگونه فرشتگان صندوق عهد را آوردند؟ در پاسخ این سوال نیز

مفسران سخنان بسیار گفته اند، از همه روشنتر اینکه : در

تواریخ آمده است هنگامى که صندوق عهد به دست

بت پرستان فلسطین افتاد و آن را به بتخانه خود بردند،

به دنبال آن گرفتار ناراحتی هاى فراوانى شدند، بعضى گفتند

اینها همه از آثار صندوق عهد است لذا تصمیم گرفتند آن را از

شهر و دیار خود بیرون بفرستند، و چون کسى حاضر به بیرون

بردن آن نبود، ناچار آن را به دو گاو بستند و آنها را در بیابان سر

دادند، اتفاقا این جریان درست مقارن با نصب طالوت به

فرماندهى بنى اسرائیل بود،

فرشتگان خدا ماموریت یافتند که این دو حیوان را به سوى شهر

اشموئیل برانند هنگامى که بنى اسرائیل صندوق عهد را در

میان خود دیدند، آن را به عنوان آیت و نشانه اى از طرف خداوند

بر ماموریت طالوت تلقى کردند.

بنابراین گرچه در ظاهر آن دو گاو را به شهر آوردند لکن در واقع

به وسیله فرشتگان الهى این کار انجام شد، به همین جهت

حمل صندوق به فرشتگان نسبت داده شده است .

اصولا فرشته و ملک در قرآن و اخبار معنى وسیعى دارد که

علاوه بر موجودات روحانى عاقل ، یک سلسله از نیروهاى مرموز

این جهان را نیز در بر مى گیرد.


 

منبع : تفسیر نمونه جلد 2

askdin.com


 
وسعت رزق
ساعت ۱٢:٠۳ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢۸ فروردین ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: نکات قرآنی ،وسعت رزق ،روایات ،داستان قرآنی

وسعت رزق:

در عیون اخبارالرضا از بزنطی نقل میکند که گفت از حضرت رضا

علیه السلام شنیدم

 

فرمود مردی از بنی اسرائیل یکی از بستگان خود را کشت و

کشته او رابر سر راه مردی از

 

بهترین بازماندگان یعقوب (اسباط بنی اسرائیل ) گذاشت بعد

مطالبه خون او را کرد

 

حضرت موسی علیه السلام گفت گاوی بیاورید تا کشف حقیقت

کنم حضرت رضا علیه السلام فرمود هر نوع گاوی می آوردند

کافی در اطاعت و پیروی امر بود ولی سخت گفتند چون توضیح

خواستند خداوند هم بر آنها سخت گرفت پرسیدند چگونه گاوی

باشد؟ گفت : (بقره لافارض ولابکر عوان بین ذلک ) نه کوچک و

نه بزرگ بلکه ما بین این دو باشد. باز پرسیدند چه رنگ داشته

باشد؟ حضرت موسی گفت : (صفراء فاقع لونها تسر الناظرین )

زرد رنگ نه مایل بسفیدی و نه پر رنگ مایل بسیاهی باز بر خود

دشوار گرفتند خداوند هم بر آنها سخت گرفت گفتند ای موسی

گاو بر ما مشتبه شده واضح تر از این توصیف کن موسی گفت

(لا ذلول تثیر الارض ولاتسقی الحرث مسلمه لاشیه فیها) گاوی

که بشخم زدن آرام و نرم شده و برای زراعت آبکشی نکرده

باشد بدون عیب و غیر از رنگ اصلیش رنگ دیگری در آن وجود

نداشته باشد بالاخره آن گاو منحصر شد بیکی و آن هم در نزد

جوانی از بنی اسرائیل بود وقتی که برای خرید باو مراجعه کردند

گفت نمیفروشم مگر اینکه پوست این گاو را پر از طلا نمائید!

بحضرت موسی اطلاع دادند گفت چاره ای نیست باید بخرد.

بهمان قیمت خریدند و آن را کشتند. دم گاو را بر مرد مقتول زدند

زنده شد و گفت یا رسول الله پسر عمویم مرا کشته نه آنکسی

که بر او دعا میکنند: بدین وسیله بنی اسرائیل قاتل را شناختند.

یکی از پیروان و اصحاب موسی گفت یا نبی الله این گاو را قصه

شیرینی است حضرت فرمود آن قصه چیست ؟ مرد گفت

جوانیکه صاحب این گاو بود خیلی نسبت بپدر خویش مهربانی

میکرد. روزی آن جوان جنسی خرید و برای پرداختن پول پیش

پدر آمد، او را در خواب یافت و کلیدها را در زیر سرش چون

نخواست پدر را از خواب شیرین بیدار کند. لذا از معامله صرفنظر

کرد هنگامیکه پدرش بیدار شد جریان را باو عرضکرد پدر گفت

نیکوکاری کردی این گاو را بجای سود آن معامله بتو بخشیدم

حضرت موسی گفت نگاه کنید نیکی به پدر و مادر چه فوائدی

دارد.

 

 

داستانها و پندها, ج1/ مصطفی زمانی وجدانی

نقل از سایت اندیشه قم


 
خداوند او را تشبیه به سگ نمود
ساعت ٦:٤٥ ‎ب.ظ روز شنبه ٢۸ اسفند ۱۳۸٩   کلمات کلیدی: نکات قرآنی ،خداوند او را تشبیه به سگ نمود ،روایات


خداوند او را تشبیه به سگ نمود:

امام رضا (ع) فرمود: به بلعم باعورا اسم اعظم

عطا شد و به آن دعا می‎‎‎کرد و مستجاب

می‎شد، آنگاه او به سوی فرعون متمایل گشت.

هنگامی که فرعون به دنبال موسی (ع) و

یارانش رفت، فرعون به بلعم گفت:

به درگاه خدا دعا کن تا موسی و یارانش از ما

دست بردارند.

بلعم سوار الاغش شد تا دنبال موسی برود،

الاغش از رفتن خودداری کرد، پس به زدن او

پرداخت، که خدا الاغ را به سخن آورد و به بلعم

گفت: وای بر تو چرا می‎زنی؟ آیا می‎خواهی با

تو بیایم تا پیامبر خدا و گروهی از مؤمنان را

تفرین کنی؟

بلعم پیوسته الاغ را زد تا آن را از پای درآورد و

اسم اعظم را زبانش افتاد.

و خداوند او را تشبیه به سگ نمود.[1]

 

 

[1] - سوره اعراف: آیه 175.

 نقل ازپایگاه اندیشه قم

 


 
خشکی و دریا در قرآن
ساعت ۱۱:۳۸ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٧ اسفند ۱۳۸٩   کلمات کلیدی: اعجاز قرآن ،نکات قرآنی

سالهاست که دانشمندان زمین شناس نسبت

دریا و خشکی را در سیاره زمین تعیین کرده اند

و این همان حقیقتی است که قرآن کریم در 14

قرن پیش با بیانی ظریف عنوان نموده است :

کلمه " بحر " به معنی دریا به صورت صیغه مفرد

آن در 32 آیه از قرآن مجید آمده است .

کلمه " بر " نیز به معنای خشکی به صورت

صیغه مفرد آن در 12 آیه از قرآن آمده است . در

یک مورد نیز کلمه " یبسا " که آن هم معنی

خشکی می دهد آمده است که در مجموع در

13آیه از قرآن کلمه خشکی وارد شده است ؛

پس : 

1- در 32 آیه از قرآن کلمه دریا آمده است .

2- در 13 آیه از قرآن کلمه خشکی آمده است .

3- مجموع آیاتی که درآنها کلمات دریا وخشکی

آمده است ( 13+32 ) یعنی 45 آیه می باشد .


حال اگر این اعداد را با نسبت ریاضی بیان

کنیم ، نسبتهای زیربه دست می آید :

نسبت کلمه دریا در آیات کریمه قرآن :

71% = 32:45

نسبت کلمه خشکی در آیات شریفه قرآن :

29% = 13:45

پس به طورخلاصه می توان گفت که نسبت

کلمات دریا و خشکی در قرآن به ترتیب 71 درصد

و 29 درصد می باشد . یعنی در 71% از مجموع

45 آیه از کلمه دریا و در 29% از مجموع 45 آیه

از کلمه خشکی استفاده شده است .

حال اگر به سایت سازمان فضانوردی آمریکا

( NASA) مراجعه کنیم و نسبت دریاها و

خشکیهای زمین را مشاهده نماییم ، در کمال

شگفتی می بینیم که این نسبت برای دریاهای

زمین 71% و برای خشکیهای زمین 29% ثبت

شده است !!

بگو : این کتاب را کسی فرستاده است که

اسرار آسمانها و زمین را می داند (و) همانا او

بسیار آمرزنده و مهربان است .

سوره فرقان آیه 6

---------------------

نقل از عبد الدائم الکحیل

پایگاه اعجاز قرآن و حدیث 

 


 
خواندن سوره دخان موجب پیوند نفس با جهان ملکوت
ساعت ۱۱:٠۱ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٧ اسفند ۱۳۸٩   کلمات کلیدی: نکات قرآنی ،معرفت

 

سوره دخان:

خواندن سوره دخان موجب پیوند نفس با جهان

ملکوت، و ارتباط نفس با ارواح و نفوس مجرده

که از بدنهایشان جدا شده اند می شود.

این مطلب را برخی از اساتیدم اعلی الله تعالی

مقامه الشریف و رفیع درجاته فرموده اند.

ثقة السلام کلینی قدس سره الشریف در کافی

در حدیثی طولانی از امام ابوجعفر علیه السلام

روایت کرده است که سائل گفت:

ای پسر رسول خدا! چگونه در هر سال شب

قدر را بشناسم؟ امام فرمود: هر گاه ماه رمضان

رسید، هر شب صد مرتبه سوره دخان را بخوان،

پس هنگامی که به شب بیست و سوم

رسیدی؛ همانا که تو ناظر به آنچه که خواستی

خواهی بود.


 ماخذ : کتاب جمع پراکنده

          پایگاه صالحین 


 
سجده به آدم
ساعت ۱:۱٠ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٧ اسفند ۱۳۸٩   کلمات کلیدی: نکات قرآنی ،سجده به آدم

سجده به آدم : 


سجده در لغت به معنى تذلّلو خضوع و اظهار

فروتنى در حدّ به خاک افتادن در برابر آنکه در نزد

سجده کنندهمستوجب تعظیم است این کار ،

گاه به عنوان عبادت و پرستش باشد ، و آن

خاص خداونداست که جز در برابر ذات اقدس

الهى چنین نتوان و نشاید سجده کرد و گاه به

منظورتأدب یا صِرف احترام و تجلیل است چنان

که یعقوب و فرزندان در برابر یوسف انجامدادند :

وخرّوا له سجدا "یوسف:100"

در مورد سجده ملائکه بهآدم نیز اصحّ اقوال

همین است ، یعنى سجده به خود حضرت آدم

بوده اما نه سجده عبادت، بلکه سجده تعظیم و

تکریم قول دیگر این که سجده به خدا بوده و آدم

قبله‏گاه ملائکه دراین سجده بوده .

 

 

منبع دائرة المعارف جامع اسلامی 


 
سنگهایی که ازآنها برای ساختن اهرام درمصراستفاده می شده
ساعت ٧:٢۱ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٦ اسفند ۱۳۸٩   کلمات کلیدی: نکات قرآنی

برای دانشمندان غربی روشن گردیده سنگهایی

که ازآنها برای ساختن اهرام درمصراستفاده می

شده فقط ازجنس گل بوده است واین

دانشمندان تصورمی کنند که این کشف علمی

اختصاص به آنان دارد ، درحالیکه قرآن کریم در14

قرن پیش دراین کشف ازآنان سبقت گرفته

است ...!

پژوهشگران فرانسوی وآمریکایی تاکید دارند که

سنگهای غول پیکری که فراعنه برای ساخت

اهرام استفاده می کردند فقط از گل ساخته

شده اند که تحت حرارت بالا قرارمی گرفتند ؛

این حقیقتی است که قرآن کریم آن را با دقت

تمام بیان کرده است . خداوندحکیم درقرآن

ازقول فرعون می فرماید :

" ای هامان! برای من آتشی برگل بیفروزوبرایم

ساختمان (عظیم و) مرتفعی بنا کن شاید که

من ازخدای موسی خبری به دست آورم وبه

راستی گمان می کنم که اواز دروغگویان

است ." (قصص/38)

تصاویری که میکروسکوپ الکترونی ازجزییات

سنگهای به کارگرفته شده دراهرام

مصردرمعرض دید عموم قرارداده است وهمچنین

اسناد علمی ثابت کرده اند که برای ساخت

ساختمانها وبرجهای مرتفع وغول پیکردرآن

عصرازگل استفاده می شده است ؛ درست به

همان صورتی که درقرآن مجید آمده است واین

رازی بوده که فراعنه آن راپنهان می کرده اند ؛

ولی خداوند اسرارپنهانی را می داند وازاین

روست که ازاین حقیقت سخن به میان آورده

است تا نشانه ای برصدق این کتاب عظیم

باشد .

---------------------

به قلم: عبد الدائم الکحیل

www.kaheel7.com/fa



منبع:

1- http://www.newscientist.com/channel/being-human/mg19225812.900-concrete-evidence-in-gizas-pyramids.html

2- Herodotus, The Histories, Oxford University Press, 1998

3- Davidovits, J. and Morris, M, The Pyramids, Dorset Press, 1988

4- Pyramids were built with concrete rather than rocks, scientists claim, http://www.timesonline.co.uk/tol/news/world/europe/article656117.ece, December 1, 2006

5- Concrete evidence in Giza's pyramids, http://www.newscientist.com/channel/being-human/mg19225812.900-concrete-evidence-in-gizas-pyramids.html

6- http://dsc.discovery.com/news/2006/12/08/pyramids_arc.html?category=archaeology&guid=20061208120000

7- http://www.materials.drexel.edu/Pyramids/

8- MIT Class Explores Controversial Pyramid Theory With Scale Model, http://www.azom.com/default.asp, April 3rd,2008.

نقل از پایگاه اعجاز عملی در قرآن و حدیث


 
امامت و نبوت کودک از منظر قرآن
ساعت ٩:٠٥ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٦ اسفند ۱۳۸٩   کلمات کلیدی: نکات قرآنی ،مامت و نبوت کودک از منظر قرآن

امامت و نبوت کودک از منظر قرآن:

 یحیى بن زکریا (ع) 

خداوند متعال، خطاب به حضرت یحیى

مى‏فرماید: «یا یحیى خذ الکتاب بقوة و آتیناه

الحکم صبیا» ; [مریم (19)، آیه 12]«اى یحیى! تو کتاب 

آسمانى ما را به قوت فراگیر . و به او در همان

سن کودکى مقام نبوت دادیم‏» .

فخر رازى درباره حکمى که خداوند به حضرت

یحیى علیه السلام داد مى‏گوید:

«مراد به حکم در آیه شریفه همان نبوت است;

زیرا خداوند متعال عقل او را در سنین کودکى

محکم و کامل کرد و به او وحى فرستاد . این

بدان جهت است که خداوند متعال، حضرت

یحیى علیه السلام و عیسى علیه السلام را در

سنین کودکى مبعوث به رسالت کرد; بر خلاف

حضرت موسى علیه السلام و محمد صلى الله

علیه و آله که آنان را در سنین بزرگ‏سالى به

رسالت مبعوث کرد» . 1


1 -  تفسیر فخر رازى، ج 11، ص 192 . 


 


 
شهری ازستونها
ساعت ۸:٤٧ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٦ اسفند ۱۳۸٩   کلمات کلیدی: نکات قرآنی ،اعجاز قرآن ،شهری ازستونها

هشتاد و نهمین سوره قرآن به شهری به نام

«ارم» (شهری از ستونها) اشاره میکند، که در

تاریخ باستان ناشناخته بوده است و تا آنجایی

که مورخان به آن پرداختهاند، ناشناخته بوده

است. به هر حال، دسامبر 1978 نشریه

جغرافیایی ملی، اطلاعات جالبی را ارائه کرد که

خاطرنشان میساخت در سال 1973 شهر البا

( Elba ) در سوریه از زیر خاک بیرون آورده شد.

شهر کشف شده 43 قرن قدمت داشت، اما این

شگفت انگیزترین بخش موضوع نبود. محققان در

کتابخانه البا سندی مشتمل بر مشخصات همه

شهرهایی که البا با آنها تجارت داشت یافتند.

باور کنید یا باور نکنید، در این فهرست شهری

وجود داشت به نام «ارم». مردم البا با مردم ارم

تجارت داشته اند.


اظهار نظر یک غربی تازه مسلمان از شگفتی های قرآن کریم

 پروفسور گری میلر 


 
محکم ومتشابه
ساعت ٢:٠٠ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢۳ اسفند ۱۳۸٩   کلمات کلیدی: نکات قرآنی ،محکم و متشابه

قرآن مجید آیات خود را به دو دسته محکم و

متشابه تقسیم نموده است:

«هُوَ الَّذی أَنْزَلَ عَلَیْکَ الْکِتابَ مِنْهُ آیاتٌ مُحْکَماتٌ

 

هُنَّ أُمُّ الْکِتابِ وَ أُخَرُ مُتَشابِهاتٌ فَأَمَّا الَّذینَ فی

 

قُلُوبِهِمْ زَیْغٌ فَیَتَّبِعُونَ ما تَشابَهَ مِنْهُ ابْتِغاءَ الْفِتْنَةِ وَ

 

ابْتِغاءَ تَأْویلِهِ وَ ما یَعْلَمُ تَأْویلَهُ إِلاَّ اللّهُ وَ الرّاسِخُونَ

 

فِی الْعِلْمِ یَقُولُونَ آمَنّا بِهِ کُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنا وَ ما

 

یَذَّکَّرُ إِلاّ أُولُوا اْلأَلْبابِ»یعنی:«او کسی است که

این کتاب را بر تو نازل کرد که قسمتی از آن

آیات "محکم" (صریح و روشن) است که اساس

این کتاب می باشد، (و هرگونه پیچیدگی در

آیات دیگر، با مراجعه به اینها برطرف می گردد)

و قسمتی از آن "متشابه" است (آیاتی که به

خاطر بالا بودن سطح مطلب و جهات دیگر، در

نگاه اول، احتمالات مختلفی در آن می رود، ولی

با توجه به آیات محکم، تفسیر آنها آشکار می

گردد.) اما آنها که در قلوبشان انحراف است، به

دنبال متشابهاتند، تا فتنه انگیزی کنند (و مردم

را گمراه کنند) و تفسیر (نادرستی) برای آن

میطلبند، در حالی که تفسیر آنها را جز خدا و

راسخان در علم، نمی دانند. (آنها که به دنبال

فهم و درک اسرار همه آیات قرآن در پرتو علم و

دانش الهی اند) می گویند: ما به همه آن ایمان

آورده ایم همه از طرف پروردگار ماست، و جز

صاحبان عقل متذکر نمی شوند (و این حقیقت

را درک نمی کنند.)[1]

مراد از آیات محکم، آیاتی است که در معنی آنها

یک نوع صراحت و اتقانی وجود دارد که خواننده

بدون تردید و اشتباه به معنای آنها پی می برد

مثل همین آیه که می فرماید: آیات قرآن بر دو

دسته محکم و متشابه هستند، که آیه دلالتی

صریح بر معنی خود دارد. و هر کسی که آیه را

بخواند و با لغت عربی آشنا باشد بدون تردید

معنی آنرا متوجه می شود. اما آیات متشابه،

آیاتی هستند که مقصود از آن برای شنونده

روشن نیست. و چنان نیست که شنونده به

محض شنیدن، معنی آنرا درک کند. بلکه در این

که منظور چیست؟، تردید دارد و تردیدش وقتی

برطرف می شود که به آیات محکم رجوع نموده

و به کمک آنها معنای آیات متشابه را مشخص

کند، و در نتیجه همان آیات متشابه نیز محکم

می شوند. پس آیات محکم خود بخود محکم

هستند و آیات متشابه، بوسیله آیات محکم،

محکم می شود.[2]


[1] - آل عمران/ آیه 7- ترجمه آیة الله مکارم شیرازی.

[2] - تفسیر نمونه ج 2/ ص 437 به بعد.

منبع پایگاه حوزه


 
منظور از ابرار در قرآن
ساعت ۳:۱۱ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٢ اسفند ۱۳۸٩   کلمات کلیدی: نکات قرآنی

منظور از ابرار در قرآن :


کلمه ابرار که در قرآن مجید، 6 بار تکرار شده

است جمع کلمه بر ـ به فتحه باء ـ است و کلمه

بر صفت مشبهه از مصدر بر ـ به کسره باء ـ

است، که به معنای احسان است، و این معنا

در مورد کسی صادق است که عمل خود را نیکو

بسازد و در نیکو ساختن آن هیچ نفعی که عاید

خودش شود، در نظر نگرفته باشد نه جزایی که

در مقابل عملش به او بدهند و نه حتی تشکری

را. و خلاصه کلمه بر ـ به فتحه باء ـ به معنای

کسی است که خیر را بدان جهت که خیر است

می خواهد نه بدان جهت که اگر انجام دهد

نفعی عایدش می شود.

حال با در نظر گرفتن اینکه هیچ خیر و صلاحی

در هیچ عملی نیست مگر با ایمان به خدا و

رسولش، و ایمان به روز جزا، لذا ابرار کسانی

هستند که عمل خیر را به خاطر ایمان به خدا و

رسولش و روز جزا انجام می دهند. و مراد از

“ابرار” در آیه 5 سوره انسان (76) طبق روایات

معتبر (حضرت علی و فاطمه و حسن و حسین

علیهم السلام) و شیعیان آنها می باشد.


 تفسیر المیزان، ترجمه فارسی، ج 20،ص199 ، ذیل آیات سوره انسان
 


 
پیوستن دو دریا
ساعت ۱:٢٥ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٢ اسفند ۱۳۸٩   کلمات کلیدی: نکات قرآنی ،اهل بیت علیهم السلام ،پیوستن دو دریا

پیوستن دو دریا:

بعضی از اهل اشارت در تفسیر: مرج البحرین

یلتقیان (سورة الرحمن /19) نوشته اند مقصود

از بحرین، فاطمه علیهاالسلام و علی علیه

السلام است. و بینهما برزخ (محمدصلی الله

علیه وآله) «یخرج منهما اللؤلؤ والمرجان،»

الحسن والحسین علیهماالسلام است.

و نیز گفته اند: از تخصیصات و تشریفات آدمی

یکی آن است که در نهاد وی دو بحر آفریده اند

یکی بحر سر، دیگر بحر دل، این اشاره است به

آیه مرج البحرین و بحرین این جا خوف و رجاست

عامه مسلمانان را و بحر قبض و بسط خواص

مؤمنان را و بحر هیبت و انس انبیاء و صدیقان

را.» 

 

 کشف الاسرار و عدة الابرار، ج 9، ص 412، 421. 

 ابوالفضل رشیدالدین   میبدی.


 
فرقان
ساعت ۱٢:۳٧ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٢ اسفند ۱۳۸٩   کلمات کلیدی: نکات قرآنی ،فرقان ،معنی فرقان

فرقـان:

یکى از نام هاى قرآن «فرقان» است که در

چندین آیه از قرآن کریم این اسم آمده است .

 فرقان اسم خاص قرآن نیست وبه کتب

آسمانى دیگر نیز اطلاق مى شود بطوریکه در

خود قرآن به کتاب آسمانى موسى فرقان

اطلاق شده است.

ولقد آتینا موسى وهارون الفرقان(ـ سوره انبیاء، آیه 48.)

همانا به موسى وهارون فرقان را دادیم.


 از بعضى از روایات ائمه معصومین علیهم

السلام استفاده مى شود که فرقان به همه

قرآن اطلاق نمى شود بلکه به محکمات آن

اختصاص دارد.


واژه «فرقان» بدون شک از ماده (فرق) مشتق

شده که به معنى جدا کردن وفاصله انداختن

میان دو چیز است وقرآن از آن نظر فرقان نامیده

مى شود که میان حق وباطل ودرست ونادرست

فرق مى گذارد وتمییز مى دهد.


نقل از سیری در علوم قرآن
یعقوبجعفری، 
 


 
گوشه ای از فضیلت تلاوت سوره اخلاص
ساعت ۱٢:۳٢ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٢ اسفند ۱۳۸٩   کلمات کلیدی: نکات قرآنی ،گوشه ای از فضیلت تلاوت سوره اخلاص

گوشه ای از فضیلت تلاوت سوره اخلاص:

 در فضیلت تلاوت این سوره روایات زیادى در

منابع معروف اسلامى آمده است که حاکى از

عظمت فوق العاده آن مى باشد از جمله : در

حدیثى ازپیغمبر اکرم (صلى اللّه علیه و آله و

سلّم ) مى خوانیم که فرمود: ایعجز احدکم

انیقراء ثلث القرآن فى لیلة ؟: ((آیا کسى از

شما عاجز است ازاینکه یک سوم قرآن را در یک

شب بخواند))؟!

 

 یکى از حاضرانعرض کرد: اى رسول خدا! چه

کسى توانائى بر این کار دارد؟!پیغمبر فرمود:

اقرؤ اقلهو الله احد: سوره قل هو الله را بخوانید.

در حدیث دیگرى از امام صادق (علیه السلام ) 

مى خوانیم : هنگامى که رسول خدا (صلى اللّه

علیه و آله و سلّم ) بر جنازه سعد بن معاذ نماز

گزارد فرمود: هفتاد هزار ملک که در میان آنها

جبرئیل نیز بود برجنازه او نماز گزاردند! من از

جبرئیل پرسیدم او به خاطر کدام عمل مستحق

نماز گزاردن شما شد؟

گفت : به خاطر تلاوت(قل هو الله احد)در حال

نشستن ، و ایستادن ، و سوار شدن ، و پیاده

روى و رفت وآمد.

 و در حدیث دیگرى از امام صادق (علیه

السلام ) مى خوانیم : کسى که یک روز و شب

بر او بگذرد و نمازهاى پنجگانه را بخواند و درآن

قل هو الله احد را نخواند به او گفته مى شود یا

عبد الله ! لست من المصلین !: اى بنده خدا! تو

از نماز گزاران نیستى(!.در حدیث دیگرىاز

پیغمبر اکرم (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) آمده

است که فرمود: کسى که ایمان به خدا و روز

قیامت دارد خواندن سوره قل هو الله احدرا بعد

از هر نماز ترک نکند، چرا که هر کس آن را

بخواند خداوند خیر دنیا و آخرت رابراى او جمع

مى کند، و خودش و پدر و مادر و فرزندانش را

مى آمرزد.

از روایت دیگرى استفاده مى شود که خواندن

این سوره به هنگام ورود به خانه روزى را فراوان

مى کند و فقر را دور مى سازد.

روایات در فضیلت این سوره بیش از آن است که

در این مختصر بگنجد، و آنچه نقل کردیم تنها

قسمتى از آن است .

 

(تفسیر نمونه جلد 27 صفحه 429و428)


 
گوشه ای از فضیلت سوره تین
ساعت ۱٠:٠۱ ‎ب.ظ روز شنبه ٢۱ اسفند ۱۳۸٩   کلمات کلیدی: نکات قرآنی ،گوشه ای از فضیلت سوره تین ،سوره تین

 

: گوشه ای از فضیلت سوره تین

 

در حدیثى از پیغمبر اکرم (صلى اللّه علیه و آله و

سلّم ) آمده است : من قراءها اعطاه الله

خصلتین : العافیة و الیقین ما دام فى دار الدنیا،

فاذا مات اعطاه الله من الاجر بعدد من قراء هذه

السورة صیام یوم

  

هر کس این سوره را بخواند خداوند دو نعمت را

مادامى که در دنیا است به او مى بخشد:

سلامت و یقین ، و هنگامى که از دنیا برود به

تعداد تمام کسانى که این سوره را خوانده اند

ثواب یک روز روزه به عنوان پاداش به او

مى بخشد. این سوره در مکه نازل و آیه و هذا

البلد الامین که در آن سوگند به شهر مکه با

اسم اشاره نزدیک یاد شده دلیل بر آن است .

 


نقل از تفسیر نمونه 


 
گوشه ای فضیلت تلاوت سوره نصر
ساعت ۱۱:٢٦ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٩ اسفند ۱۳۸٩   کلمات کلیدی: نکات قرآنی ،گوشه ای فضیلت تلاوت سوره نصر

گوشه ای  فضیلت تلاوت سوره نصر :

 

 درباره فضیلت تلاوت این سوره در حدیثى (از

پیغمبر اکرم (صلى اللّه علیه و آله وسلّم ) آمده

است ): من قراءها فکانما شهد مع رسول الله

(صلى اللّه علیه و آله وسلّم ) فتح مکه : کسى

که آن را تلاوت کند همانند این است که همراه

پیغمبر (صلىاللّه علیه و آله و سلّم ) در فتح

مکه بوده است.

 

در حدیث دیگرى از امام صادق(علیه السلام )

مى خوانیم : کسى که سوره اذا جاء نصر الله و

الفتح را در نماز نافلهیا فریضه بخواند خداوند او

را بر تمام دشمنانش پیروز مى کند و در قیامت

در حالى وارد محشر مى شود که نامه اى با او

است که سخن مى گوید، خداوند آن را از درون

قبرش همراه او بیرون فرستاده ، و آن امان

نامه اى است از آتش ‍ جهنم ....

ناگفته پیدا است این همه افتخار و فضیلت از آن

کسى است که با خواندناین سوره در خط

رسول الله قرار گیرد، و به آئین و سنت او عمل

کند، نه تنها به لقلقهزبان قناعت نماید.

 

(تفسیر نمونه جلد 27 صفحه 395)


 
محبت اهل بیت در قرآن1
ساعت ۱٢:۱۱ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۸ اسفند ۱۳۸٩   کلمات کلیدی: نکات قرآنی ،محبت اهل بیت در قرآن

محبت اهل بیت در قرآن:

 

 قال الله تعالی: «ان الذین آمنوا و عملوا

الصالحات سیجعل لهم الرحمن ودا» (1) ;

«کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته

کرده اند، بزودی خدای رحمان برای آنان محبتی

(در دلها) قرار می دهد.»

گر چه مسلم است که این آیه، مربوط به همه

ایمان آورندگان است، ولی مفسرین شیعه و

سنی، شان نزول این آیه را درباره علی بن

ابیطالب علیه السلام دانسته اند. شبلنجی از

نقاش نقل کرده که این آیه درباره علی ابن

ابیطالب علیه السلام نازل شده است (2) .

سبطبن جوزی در ذکر فضایل آن حضرت از ابن

عباس نقل کرده: «و هذا الود جعله الله لعلی

علیه السلام فی قلوب المؤمنین »; خداوند این

دوستی در دل مؤمنین را برای علی علیه

السلام قرار داده است. (3)

علامه امینی در کتاب الغدیر، بسیاری از منابع و

مصادر این مطلب را از کتب اهل سنت آورده

است (4) و نیز از مجمع البیان نقل کرده که ابن

عباس درباره علی علیه السلام گفته است:

مؤمنی نیست مگر آن که در قلبش محبت آن

حضرت وجود داشته باشد.

وی از تفسیر ابو حمزه از امام باقرعلیه السلام

نقل کرده که رسول خداصلی الله علیه وآله

وسلم به علی علیه السلام فرمود، بگو: «اللهم

اجعل لی عندک عهدا و اجعل لی فی قلوب

المؤمنین ودا»; خدایا برای من نزد خودت عهد و

پیمانی قرار بده و محبت مرا در دل های مؤمنان

زیاد کن. در ادامه حدیث آمده است که علی

علیه السلام پس از آن که این دعا را قرائت

فرمود، آیه زیر نازل شد.


1- مریم /۹۶٫
2- شبلنجی، نورالابصار، ص ۱۱۲٫
3- سبط بن جوزی، تذکرة، ص ۱۰٫
4- علامه امینی، الغدیر، ج ۲، ص ۵۵ و ۵۶٫


نقل از تبیان مبلغین 


 
گوشه ای از فضیلت سوره مبارکه فتح
ساعت ۱۱:٥۳ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٥ اسفند ۱۳۸٩   کلمات کلیدی: نکات قرآنی ،گوشه ای از فضیلت سوره مبارکه فتح

 

گوشه ای از  فضیلت تلاوت سوره فتح:


در حدیثى از انس آمده است که مى گوید:

هنگامى کهما از((حدیبیه))باز مى گشتیم در

حالیکه مشرکان مانع ورود ما در مکه و انجام 

مراسم عمره شده بودند، سخت غرق اندوه و

غم بودیم ، ناگهان خداوند آیه((انا فتحنا لک فتحا

مبینا))را نازل فرمود.

پیغمبر (صلى اللّه علیه و آله ) فرمود:  ((آیه اى

بر من نازل شده که از تمام دنیا نزد من محبوبتر

است)) (در بعضى از روایات نیز آمده است

سورهاى بر من نازل شده ...).

 

((عبد الله بن مسعود))مى گوید: هنگام

بازگشت از حدیبیه وقتى((انا فتحنا...))بر پیامبر

(صلى اللّه علیه وآله ) نازل شد چنان حضرت

غرق سرور گشت که خدامى داند))

 

در حدیث دیگرى از پیامبر (صلى اللّه علیه و

آله ) آمده است : (هر کس این سوره راقرائت

کند مانند کسى است که به هنگام فتح مکه در

خدمت پیامبر (صلى اللّه علیه و آله ) و در لشکر

او بوده است و در روایت دیگرى آمده : مانند

کسى است که با محمد (صلىاللّه علیه و آله )

در زیر درختى که در حدیبیه بود بیعت کرده

است))!

و بالاخره در حدیثى از امام صادق (علیه السلام ) مى خوانیم : 

(اموال و همسران و آنچه را در ملک شما است

باقرائت انا فتحنا از تلف حفظ کنید.کسى که

پیوسته آن را تلاوت کند روز قیامت منادىصدا

مى زند آنچنان که همه خلائق مى شنوند: تو از

بندگان مخلص ‍ منى ، او را به بندگان صالحم

ملحق سازید، و در باغهاى پر نعمت بهشت او را

وارد کنید، و از نوشابه مخصوص بهشتیان

سیرابش نمائید!.

 

ناگفته پیداست اینهمه فضیلت و افتخار با تلاوت

خالى از اندیشه و عمل حاصل نمى شود، بلکه

هدف اصلى از تلاوت ، تطبیق اعمال و خلق

وخوى خویش بر مفاد این آیات است

 

 

 

نقل از تفسیر نمونه 


 
خطور افکار شیطانى و رحمانى در ذهن انسان
ساعت ۱۱:۳٩ ‎ق.ظ روز شنبه ٧ اسفند ۱۳۸٩   کلمات کلیدی: نکات قرآنی ،خطور افکار شیطانى و رحمانى در ذهن انسان ،خطورات شیطانی ،خطورات رحمانی

 


خطور افکار شیطانى و رحمانى در ذهن انسان:

یکى از بحثهایى که در علم کلام مطرح است

این است که گاهى به ذهن انسان القائاتى

مى شود و مطالبى خطور مى کند که بعضى

وقتها خوب است و انسان را دعوت به نیکیها و

اعمال صالح مى کند و بعضى وقتها انسان را به

ارتکاب معصیتى مى خواند. در اصطلاح کلامى

به این القائات «خاطر» گفته مى شود و در آنجا

بحث مى کنند که آیا این دو خاطر از کجاست؟

بسیارى از متکلمان گفته اند: آن خاطرى که به

طاعت خدا دعوت مى کند، از جانب خداست و

آن خاطرى که به معصیت دعوت مى کند، از

جانب شیطان است.(1)

و در بیان ماهیت آن گفته شده که خاطر همان

حروف و اصوات خفیه است و فلاسفه گفته اند

که آن تصور حروف و اصوات است مانند

صورتهایى که در آینه نقش مى بندد.(2)

در روایات نیز به این دو خاطر اشاره شده است:

قال رسول الله (ص): للشیطان لمة بابن آدم و

للملک لمة فاما لمة الشیطان فایعاد بالشر و

تکذیب بالحق و اما لمة الملک فایعاد بالخیر و

تصدیق بالحق(3)

پیامبر فرمود: براى شیطان تماسى با فرزند آدم

است وبراى فرشته نیزتماسى با اوست. تماس

شیطان وعده دادن به شر و تکذیب حق است و

تماس فرشته وعده

دادن به خیر و تصدیق حق است.

عن ابى عبدالله (ع) قال: ما من قلب الاّوله أذنان

على احدهما ملک مرشد و على الاخرى شیطان

مفتنّ هذا یأمره و هذا یزجره الشیطان یامره

بالمعاصى و الملک یزجره عنها(4)

امام صادق (ع) فرمود: قلبى نیست مگر اینکه

داراى دو تا گوش است بر یکى از آنها فرشته

اى هدایت کننده است و بر دیگرى شیطانى

فتنه گر است یکى او را امر مى کند و دیگرى

نهى مى کند شیطان او را به گناهان امر مى

کند و فرشته او را از گناهان باز مى دارد.

به راستى که انسان وقتى به خود مى آید و

درست مى اندیشد، این دو نیرو را در مقابل خود

احساس مى کند گاهى از درون دعوت به خیر

مى شود و گاهى از درون دعوت به شر مى

شود اولى القائاتى از جانب خداوند است و

دومى همان وسوسه هاى شیطانى است که

ذکر آن در قرآن کریم آمده است.

ــــــــــــــــــــــــــــ.
1
- درباره «خاطر» و رابطه آن با شناخت رجوع شود به: شیخ طوسى ، تمهید الاصول ص 202 و سید مرتضى، شرح جمل العلم و العمل ص 129
2 - تفسیر فخر رازى ج 5 ص 4
3 - کنزالعمال ج 1 ص 246

4 - اصول کافى ج 2 ص266

 

منبع تفسیر کوثر جلد 1ص147

 

 

 


 
گوشه ای از فضیلت سوره نصر
ساعت ٩:٥٢ ‎ق.ظ روز شنبه ٧ اسفند ۱۳۸٩   کلمات کلیدی: نکات قرآنی ،گوشه ای از فضیلت سوره نصر

گوشه ای از فضیلت سوره نصر:

درباره فضیلت تلاوت این سوره در حدیثى (از

پیغمبر اکرم (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) آمده

است ): من قراءها فکانما شهد مع رسول الله

(صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) فتح مکه :

کسى که آن را تلاوت کند همانند این است که

همراه پیغمبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) در

فتح مکه بوده است .

در حدیث دیگرى از امام صادق (علیه السلام )

مى خوانیم : کسى که سوره اذا جاء نصر الله و

الفتح را در نماز نافله یا فریضه بخواند خداوند او

را بر تمام دشمنانش پیروز مى کند و در قیامت

در حالى وارد محشر مى شود که نامه اى با او

است که سخن مى گوید، خداوند آن را از درون

قبرش همراه او بیرون فرستاده ، و آن امان نامه

اى است از آتش ‍ جهنم ....

ناگفته پیدا است این همه افتخار و فضیلت از آن

کسى است که با خواندن این سوره در خط

رسول الله قرار گیرد، و به آئین و سنت او عمل

کند، نه تنها به لقلقه زبان قناعت نماید. 


تفسیر نمونه جلد 27 صفحه 396 

 


 
گوشه ای از فضیلت سور ه قارعه
ساعت ۱٢:٥٥ ‎ق.ظ روز جمعه ٦ اسفند ۱۳۸٩   کلمات کلیدی: نکات قرآنی ،گوشه ای از فضیلت سور ه قارعه

 

1-امام باقر ( ع ) فرمودند : هر کس سوره قارعه

را بسیار بخواند خداوند بزرگ وی را در دنیا از

فتنه دجال و پذیرفتن دعوت او و در قیامت از گنه

و کثافات دوزخ یا حرارت آن ایمن دارد .

 

2- در حدیث ابی بن کعب است که هرکس

سوره قارعه را بخواند خداوند پرونده او را در روز

قیامت به سبب آن سنگین نماید.

 

_ به جهت برآمدن هر مطلبی مهمی 180 بار

سوره القارعه را بخواند مجرب است ( بسیار ) و

اگر معیشت بر او تنگ باشد بنویسد و این سوره

را با خود دارد روزی او وسیع گردد . انشاء الله

( بسیار مجرب است )

_ جهت بر آمدن هر مطلب مهمی این سوره را بنویسد و با خود دارد

 


 
قبولی نماز وتر
ساعت ۱٢:٤٩ ‎ق.ظ روز جمعه ٦ اسفند ۱۳۸٩   کلمات کلیدی: نکات قرآنی ،قبولی نماز وتر

 

درروایتى  از امام باقر (علیه السلام ) نقل

شده ، : هر کسى در نماز وترمعوذتین - سوره

فلق و ناس-  وقل هو الله احدرا بخواند به او

گفته  مى شود اى بنده خدا!

بشارت باد بر تو که 

خداوند نماز وتر تورا قبول کرد!

 

(تفسیر نمونه جلد 27 صفحه 468

 


 
قرآن برتر است یا تورات؟
ساعت ۱٢:٤٩ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٥ اسفند ۱۳۸٩   کلمات کلیدی: نکات قرآنی ،قرآن برتر است یا تورات

قرآن برتر است یا تورات؟

روایت شده که از پیامبر (ص) پرسیدند: قرآن

برتر است یا تورات؟ فرمودند: در قرآن آیه ای

است که از تمام کتابهایی که خداوند بر

پیامبرانش نازل فرموده بهتر و برتر و والاتر است

و آن آیه الکرسی است.


 
انسان در افلاک دیگر
ساعت ۱۱:۳۱ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٤ اسفند ۱۳۸٩   کلمات کلیدی: نکات قرآنی ،انسان در افلاک دیگر

سؤال 68: آیا در افلاک دیگر غیر از زمین ، بشر و

انسان موجود است ؟

 

جواب : خداوند متعال مى فرماید:

و من ایته خلق السموت و الارض و ما بث فیهما

من دابه ...(73)

و از نشانه هاى (قدرت ) اوست ، آفرینش

آسمان ها و زمین و آن چه از (انواع ) جنبنده در

آن دو پراکنده است ...

از این آیه ى کریمه معلوم مى شود که در افلاک

دیگر (دابه ) و جاندار وجود دارد.

 


نقل از کتاب در محضر علامه طباطبایى
نویسنده : محمد حسین رخشاد
 


 
عکس العمل شیطان هنگام نزول آیه الکرسی
ساعت ۱٢:٤٢ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٤ اسفند ۱۳۸٩   کلمات کلیدی: نکات قرآنی ،عکس العمل شیطان هنگام نزول آیه الکرسی

عکس العمل شیطان هنگام نزول آیه الکرسی:

امام محمد باقر از امیر المومنین (ع) روایت

فرموده: هنگامی که آیت الکرسی نازل شد

رسول خدا (ص) فرمود آیه الکرسی آیه ای

است که از گنج عرش نازل شده و زمانی که

این آیه نازل گشت هر بتی که در جهان بود با

صورت به زمین خورد.

در این زمان ابلیس ترسید و به قومش

گفت :"امشب حادثه ای بزرگ اتفاق افتاده

است باشید تا من عالم را بگردم و خبر بیاورم.

ابلیس عالم را گشت تا به شهر مدینه رسید

مردی را دید و از او سوال کرد: " دیشب چه

حادثه ای اتفاق افتاد"

مرد گفت "رسول خدا فرمود:" آیه ای از گنج

های عرش نازل شد که بت های جهان به خاطر

آن آیه همگی با صورت به زمین خوردند. ابلیس

بعد از شنیدن حادثه به نزد قومش رفت و حادثه

را به آن ها خبر داد.


 
گوشه ای از فضیلت و خواص سوره یس
ساعت ۱٢:۳٢ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٤ اسفند ۱۳۸٩   کلمات کلیدی: نکات قرآنی ،گوشه ای از فضیلت و خواص سوره یس

گوشه ای از فضیلت و خواص سوره یس:

 

از رسول گرامی اسلام روایت شده قرائت کننده

این سوره نزد خداوند شریف خوانده می شود و

این سوره برای قاری خود شفاعت می کند.

در روایتی دیگر از ایشان آمده: سوره «یس» در

تورات «معمّه: شامل شونده» نام دارد چون خیر

دنیا و آخرت را شامل حال قرائت کننده خود می

کند و بلاهای دنیا و سختی های آخرت را از او

دور می کند. 

و نیز «قاضیه: دفع کننده برآورنده» نامیده می

شود چون از قاری خود، هر بدی را دفع کرده و

همه حاجت های او را روا می کند و قرائت آن

سوره پاداشی برابر بیست حج دارد. و گوش

سپردن به صدای قرائت آن، معادل با ثواب هزار

دینار انفاق در راه خداست.1


ایشان همچنین فرمودند: هر کس سوره «یس»

را برای رضای خدا بخواند خداوند او را خواهد

بخشید و اجری همانند 12 ختم قرآن به او

خواهد داد و اگر برای مریض در شرف مرگی

خوانده شود، به تعداد حروف این سوره 10

فرشته نزد او به صف شده و برای او استغفار

کرده و شاهد قبض روحش بوده و جنازه اش را

تشییع می کنند و بر او نماز گزارده و شاهد

دفنش هستند. 2

از ابی بصیر روایت شده که حضرت صادق علیه

السلام فرمودند: براستی برای هر چیزی قلبی

است و قلب قرآن سوره یاسین است هر کس

آن را قبل از خواب یا در روز، قبل از آنکه شام

شود بخواند در آن روز از محفوظین و بهره مندان

باشد تا آنکه شام کند و هر کس در شب قبل از

خواب آن را تلاوت کند خداوند بر وی 1000

فرشته بگمارد تا او را از شر بدی و هر شیطان

رانده شده و هر آسیب حفظ کنند و هر گاه در

همان روز بمیرد خداوند او را وارد بهشت گرداند

و 30 هزار فرشته هنگام غسلش گرد آیند و

برای او طلب آمرزش کنند و با استغفار او را

مشایعت و بدرقه نمایند تا کنار قبر...

از جابر جعفی روایت شده که امام باقر علیه

السلام فرمودند: هر کس سوره یاسین را در

عمر خود یک بار بخواند خداوند به شماره تمام

آفریده هایش در این جهان و آن جهان و آنچه در

آسمان است به عدد هر یک 2000 حسنه در

نامه عملش ثبت فرماید و به همین مقدار از

گناهان او محو سازد و دچار تنگدستی و زیان و

بدهکاری و خانه خرابی نشود و بدبختی و

دیوانگی نبیند و مبتلا به جذام و وسواس و

دودلی و بیماری های مضر نگردد و خداوند

سختی و دشواری مرگ را بر او آسان کند و

خود متصدی و مباشر قبض روح او باشد و از

جمله کسانی خواهد بود که خداوند فراخی

زندگی او را به عهده گرفته و ضامن خوشحالی

او هنگام مرگ گردیده و خشنودیش را آخرت

تضمین کرده و همه فرشتگان آسمان و زمین را

خطاب فرموده که من از بنده راضی هستم پس

برای او آمرزش بطلبید.3


(1) مجمع البیان،ج8، ص254

(2) مجمع البیان، ج8، ص 254.

(3) درمان با قرآن، صص82-79

منبع راسخون 

 

 


 
روایتى از رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم درباره سوره حمد و فضیلت آن
ساعت ۱٢:٠٩ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢ اسفند ۱۳۸٩   کلمات کلیدی: نکات قرآنی ،سوره حمد و فضیلت آن

روایتى از رسول خدا صلى الله علیه و آله و

سلم درباره سوره حمد و فضیلت آن: 

و در کتاب عیون از حضرت رضا علیه السلام از

پدران بزرگوارش از امیر المؤ منین علیه السلام

روایت آورده که فرمود: از رسولخدا صلى الله

علیه و آله و سلم شنیدم مى فرمود: خدایتعالى

فرموده : فاتحه الکتاب را بین خودم و بنده ام

تقسیم کردم ، نصفش از من ، و نصفش از بنده

من است ، و بنده ام هر چه بخواهد باو م

یدهم ، چون او میگوید: (بسم اللّه الرحمن

الرحیم )، خداى عزوجلش ‍ میگوید: بنده ام کار

خود را با نام من آغاز کرد، و بر من است اینکه

امور او را در آن کار تتمیم کنم ، و در احوالش

برکت بگذارم ، و چون او میگوید: (الحمد لله رب

العالمین ) پروردگار متعالش میگوید: بنده من مرا

حمد گفت ، و اقرار کرد: که نعمت هائیکه در

اختیار دارد، از ناحیه من است ، و بلاهائیکه به

وى نرسیده ، باز بلطف و تفضل من است ، و

من شما فرشتگان را گواه مى گیرم ، که نعمت

هاى دنیائى و آخرتى او را زیاده نموده ، بلاهاى

آخرت را از او دور کنم ، همانطور که بلاهاى دنیا

را از او دور کردم .

و چون او میگوید: (الرحمن الرحیم ) خداى جل

جلالش میگوید: بنده ام شهادت داد: که من

رحمان و رحیم هستم ، من نیز شما را شاهد

مى گیرم ، که بهره او را از نعمت و رحمت خود

فراوان ساخته ، نصیبش را از عطاء خودم جزیل و

بسیار مى کنم ، و چون او میگوید: (مالک یوم

الدین )، خداى تعالایش میگوید: شما شاهد

باشید، همانطور که بنده ام اعتراف کرد باینکه

من مالک روز جزا هستم ، در آنروز که روز

حساب است ، حساب او را آسان مى کنم ، و

حسنات او را قبول نموده ، از گناهانش صرفنظر

مى کنم .

و چون او میگوید: (ایاک نعبد)، خداى عزوجلش

مى فرماید: بنده ام راست گفت ، و براستى مرا

عبادت کرد، و بهمین جهت شما را گواه مى

گیرم ، در برابر عبادتش پاداشى دهم ، که هر

کس که در عبادت ، راه مخالف او را رفته بحال او

رشک برد. و چون او میگوید: (و ایاک نستعین )،

خداى تعالایش میگوید: بنده ام از من استعانت

جست ، و بسوى من پناهنده گشت ، من نیز

شما را شاهد مى گیرم ، که او را در امورش

اعانت کنم ، و در شدائدش بدادش برسم ، و در

روز گرفتاریهایش دست او را بگیرم . و چون او

میگوید: (اهدنا الصراط المستقیم )، تا آخر

سوره ، خداى عز و جلش میگوید: همه اینها و

آنچه غیر اینها درخواست کند بر آورده است ،

من همه خواسته هایش را استجابت کردم ، و

آنچه آرزو دارد برآوردم ، و از آنچه مى ترسد

ایمنى بخشیدم .

نقل از تفسیر المیزان ذیل سوره  مبارکه حمد 


 
گوشه ای از خواص آیت الکرسی
ساعت ۱۱:۳٦ ‎ق.ظ روز شنبه ۳٠ بهمن ۱۳۸٩   کلمات کلیدی: نکات قرآنی

آیت الکرسی برای حفظ چشم: بعد از هر نماز

دستان را روی چشم بگذارید و بعد از خواندن

آیت الکرسی بگویید:"اللهم احفظ حدقتی بحق

حدقتی علی بن ابیطالب(ع)"

رسول خدا (ص) فرمودند: هرکس آیه الکرسی

را یک بار بخواند اسم او از دیوان اشقیا و انسان

های بد محو می شود.

امام رضا (ع) به نقل از پیامبر فرمودند: هر کس

100 مرتبه آیه الکرسی را بخواند چنان باشد که

همه عمر خود را عبادت کرده باشد.

پیامبر فرمودند: هر کس آیه الکرسی را بعد از

نماز بخواند هفت آسمان شکافته گردد و به هم

نیاید تا خداوند متعال به سوی خواننده آیت

الکرسی نظر رحمت افکند و فرشته ای را بر

انگیزد که از آن زمان تا فردای آن کارهای خوبش

را بنویسد و کارهای بدش را محو کند.

رسول اکرم (ص) فرمود: یا علی بر تو باد به

خواندن آیه الکرسی بعد از هر نماز واجب. زیرا

به غیر از پیغمبر و صدیق و شهید کسی به

خواندن آن بعد از هر نماز محافظت نمی کند و

هر کس بعد از هر نماز آیه الکرسی را بخواند به

جز خداوند متعال کسی او را قبض روح نمی کند

و مانند کسی باشد که همراه پیامبران خدا

جهاد کرده تا شهید شده است و فرمود: بعد از

مرگ بلا فاصله داخل بهشت می شود و به جز

انسان صدیق و عابد کسی بر خواندن آیه

الکرسی مواظبت نمی کند.

در روایتی از امام باقر آمده است:" هر کس آیه

الکرسی را بعد از هر نماز بخواند از فقر و

بیچارگی در امان شود و رزق او وسعت یابد و

خداوند به او از فضل خودش مال زیادی بخشد."

رسول اکرم فرمودندک هر کس آیه الکرسی را

بعد از هر نماز واجب بخواند نمازش قبول درگاه

حق می گردد و در امان خدا باشد و خداوند او را

از بلاها و گناهان نگه دارد.

جهت نور چشم بعد از هر نماز دست بر چشم

بگذارد و آیه الکرسی بخواند و بگوید :" اعیذ نور

بصری بنور الله الذی لا یطفی"

خداوند به موسی بن عمران وحی فرمود:

کسی که بعد از نماز واجبش آیه الکرسی

بخواند خداوند متعال به او قلب شاکرین – اجر

انبیا و عمل صدیقین را عطا فرماید و چیزی جز

مرگ از داخل شدن او به بهشت جلوگیری نمی

نماید. مداومت نمی نماید به آن مگر پیامبر یا

صدیق یا کسی که از او راضی شده ام و یا

شخصی که شهادت را روزی او می نمایم.

رسول اکرم (ص) فرمودند: هرگاه برای حاجتت

از خانه ی خود بیرون آمدی آیه الکرسی را

بخوان که حاجتت به خواست خدا برآورده گردد.

در روایت آمده است هر کس آیت الکرسی را در

گویند در شداید و سختیها در مهمات عظیمه

قرائت آبة الکرسی ۱۲ مرتبه نافع است و تخلف

ندارد .

جهت عزت و بزرگواری نزد بزرگان سه بار آیة

الکرسی را بخواند و به کف دستها بدمد و به

بصورت بکشد .

هر کس در وقت غروب ۴۱ بار این آیه را بخواند

حاجتش روا گردد .

عمربنابی المقدام می گوید از امام محمد باقر

( ع ) شنیدم که فرمودند : تلاوت آیة

الکرسی۱۰۰۰ بدی از بدیهای دنیوی و ۱۰۰۰

بدی از بدیهای اخروی را زایل گرداند که بدترین

بدی در دنیا فقر و بدترین بدی آخرت فشار قبر

است .

رسول خدا ( ص ) فرمودند : کسی که از خانه

خارج می شود این آیه را قرائت کند خداوند

تبارک و تعالی ۷۰هزار فرشته را مأمور کند تا

برای وی استغفار کنند تا هنگامی که به خانه بر

می گردد و چون بخانه ی در آید فقر را از وی

برگرداند .

 


 
فضیلت تلاوت سوره الشمس
ساعت ۱:۱٧ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٩ بهمن ۱۳۸٩   کلمات کلیدی: نکات قرآنی

فضیلت تلاوت سوره الشمس :

 

در فضیلت تلاوت این سوره همین بس که در

حدیثى از پیغمبر اکرم (صلى اللّه علیه و آلهو

سلّم ) آمده است : من قراءها فکانما تصدق

بکل شى ء طلعت علیه الشمس و القمر!:

هرکس آن را بخواند گوئى به تعداد تمام

اشیائى که خورشید و ماه بر آنها مى تابد در

راه خدا صدقه داده است.


نقل از تفسیر نمونه 


 
آیه ای که انسان را محتاج نخواهد کرد
ساعت ۱۱:٠٧ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢٧ بهمن ۱۳۸٩   کلمات کلیدی: نکات قرآنی

 آیه ای که انسان را محتاج نخواهد کرد: 

جهت محتاج نشدن به هیچ چیز ، بعد از هر نماز

 

هفت بار این آیه را بخوانید .

 

( فَسَیَکْفیکَهُمُ الله وَ هُوَ السّمیعَ العَلیم )



نقل از کتاب گنجهای معنویی نوشته رضا جاهد 


 


 
خواص آیه الکرسی در تفسیر نمونه
ساعت ۱٠:٤۸ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢٧ بهمن ۱۳۸٩   کلمات کلیدی: نکات قرآنی

خواص آیه الکرسی در تفسیر نمونه:

 

در حدیثی از على (علیه السلام ) از پیامبر

(صلى الله علیه و آله و سلم ) مى خوانیم که

فرمود: سید القرآن البقرة و سید البقرة آیة

الکرسى یا على ان فیها لخمسین کلمة فى کل

کلمة خمسون برکة : برگزیده قرآن سوره بقره و

برگزیده بقره ، آیة الکرسى است ، در آن پنجاه

کلمه است و در هر کلمه اى پنجاه برکت

است .

و در حدیث دیگرى از امام باقر (علیه السلام )

آمده است : هر کس آیة الکرسى را یک بار

بخواند، خداوند هزار امر ناخوش آیند از امور

ناخوش آیند دنیا، و هزار امر ناخوش آیند از آخرت

را از او بر طرف مى کند که آسانترین ناخوش

آیند دنیا، فقر، و آسانترین ناخوش آیند آخرت ،

عذاب قبر است .

روایات در فضیلت این آیه شریفه بسیار زیاد

است و در کتب علماى شیعه و اهل سنت نقل

شده است با دو حدیث دیگرى از رسول الله

(صلى الله علیه و آله و سلم ) این بحث را پایان

مى دهیم ، فرمود: اعطیت آیة الکرسى من کنز

تحت العرش و لم یوتها نبى کان قبلى : آیة

الکرسى از گنجى زیر عرش الهى به من داده

شده است و به هیچ پیامبرى قبل از من داده

نشد.

در حدیث دیگرى آمده است که دو برادر به

حضور پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم )

رسیدند و عرض ‍ کردند براى تجارت به شام

مىرویم ، به ما تعلیم دهید چه بگوییم (تا از

شر اشرار مصون بمانیم ) فرمود: هنگامى که به

منزلگاهى رسیدید و نماز عشا را خواندید،

موقعى که یکى از شما در بستر قرار مى گیرد،

تسبیح فاطمه زهرا(علیهاالسلام )

بگوید و سپس آیة الکرسى بخواند فانه محفوظ

من کل شى ء حتى یصبح : مسلما او از همه

چیز در امان خواهد بود تا صبح ، سپس در ذیل

این حدیث آمده است که در یکى از منزلگاهها

دزدان قصد هجوم به آنها را داشتند اما هر چه

تلاش کردند موفق نشدند.


تفسیر نمونه جلد 2 صفحه 262 


 
جسم برزخی
ساعت ٥:٥۳ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٦ بهمن ۱۳۸٩   کلمات کلیدی: نکات قرآنی

 

علمای قدیم در جاهایی به جسم نامحسوس

برخورد کرده بودند ولی قادر به فهم آن نبودند. 

این ر اهم باز ملاصدرا اثبات کرد و یک مقدارش

را شیخ اشراق و دیگران اثبات کردند و قبل از

همه اینها در روایات اشاره به این مطلب آمده

بود و آن مسئله جسم برزخی است.

جسم برزخی خودش یک حقیقت است. الآن

 

همین جا هر کدام ما که نشسته ایم جسم

برزخی هم داریم ولی اکنون ما با این چشم

دنیایی نمی توانیم ببینیم. ما در یک شرایط

خاصی ممکن است همان جسم برزخی

خودمان را ببینیم در حالی که جدا از جسم

مادی ماست. این افرادی که در اثر عبادت و

ریاضت می توانند بدن مادی خود را خلع کنند و

کنار بیندازند، بعد خودش را با آن جسم

برزخی اش کاملا می بیند، این بدنش را هم

می بیند.

علامه طباطبایی نقل می کردند و در جایی

نوشته اند که استادشان آقای قاضی که مرد

بسیار بزرگواری بوده – البته به ایشان که

شاگردش بوده گفته است، این حرفها را به

هرکس که نمی گویند – گفته بود یک وقتی که

خودم را در حال خلع بدن دیدم این بدنم را نگاه

کردم، در مقابل خودم بودم، دقت کردم دیدم که

یک خال کوچکی اینجا هست. من تا آن وقت

اصلا این خال را ندیده بودم، یعنی در آینه که

نگاه کرده بودم به عمرم متوجه این خال نشده

بودم. در آن حال که خودم را دیم متوجه وجود

چنین خالی – که قدری کمرنگ بوده – در بدن

خودم شدم. 



منبع:استاد مطهری،  آشنایی با قرآن، ج 9، ص 191 


 
دعوت به علم وتعقل وتفکر
ساعت ۱٢:۳۳ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٥ بهمن ۱۳۸٩   کلمات کلیدی: نکات قرآنی ،دعوت به علم وتعقل وتفکر ،دکتر هانری کربن

دکتر هانری کربن، اسلام شناس معروف

فرانسوی، سخن جالبی درباره قرآن دارد . وی

می گوید: اگر قرآن خرافی بود و از جانب خداوند

نبود، هرگز جرات نمی کرد که بشر را به علم و

تعقل و تفکر دعوت کند . هیچ اندیشه ای به

اندازه قرآن محمد (ص) انسان را به دانش فرا

نخوانده است تاآن جا که نزدیک به نه صد و

پنجاه بار در قرآن، از علم و عقل و فکر سخن

رفته است .


 
امید بخش ترین آیه قرآن
ساعت ۱٢:۱٩ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٥ بهمن ۱۳۸٩   کلمات کلیدی: نکات قرآنی ،امید بخش ترین آیه قرآن

 آیا می دانید امید بخش ترین آیه قرآن کدام

است؟ این مطلب را امام علی (ع) به نقل از

رسول خدا (ص) بیان فرماید: «امید بخش ترین

آیه قرآن، آیه 114 سوره هود است که به نقش نماز در 

نابودی گناه اشاره می‌کند:

 

 «و اَقِمِ 

الصَّلوه طَرَفَیِ النَّهار و زُلَفاً مِنَ اللّیلِ اِنَّ الحَسَنات

یُذهِبنَ السِّیئات ذالک ذِکری للذّاکرینَ، و نماز را

در دو طرف روز (اول و آخر) و اوایل شب بپادار

(زیرا) به درستی که کارهای نیکو (همچون

نماز) بدی‌ها را محو می‌کند و این (فرمان)

تذکری است برای اهل ذکر» 


حضرت علی(ع) بر جمعی وارد شده و از آن‌ها

سؤال فرمودند: «آیا می‌دانید امیدبخش‌ترین آیه

قرآن کدام است.» هرکس به فراخور حال

خویش آیه‌ای را عنوان کرد بعضی‌ها گفتند آیه

«ان الله لایغفر اَن یشرک به و یغفر مادون ذالک»

یعنی خداوند جز شرک گناهان دیگر را

می‌بخشد، برخی‌ها نیز گفتند آیه «و من یعمل

سوءً او یظلم نفسه ثم یستغفر الله یجد الله

غفوراً رحیما» یعنی هرکس خلافکار و ظالم

باشد ولی استغفار کند خداوند را بخشنده و

مهربان خواهد یافت.

همچنین بعضی‌ها گفتند آیه «قل یا عبادی الذین

اسرفوا علی انفسهم لاتقنطوا من رحمه الله ان

الله یغفرالذنوب جمیعا» یعنی ای بندگان من که

در حق خود اسراف کرده‌اید از رحمت خدا

مأیوس نشوید، زیرا او همه گناهان را

می‌بخشد.

بعد از اینکه حضرت نظرات را شنید فرمود از

حبیب خودم رسول خدا(ص) شنیدم که

فرمودند: «امیدبخش‌ترین آیه قرآن آیه 114 سوره

هود معروف به «اقم الصلوه» است. 

سپس پیامبر اکرم(ص) فرمودند: «یا علی،

سوگند به خداوندی که مرا بشیر و نذیر به

سوی مردم مبعوث کرد وقتی که انسان وضو

بگیرد گناهانش ریخته می‌شود و زمانی که رو

به قبله کند، پاک می‌شود، یا علی مثال

اقامه‌کننده نمازهای روزانه مثل کسی است که

هر روز پنج مرتبه در نهر آبی که جلوی منزل

اوست خود را شستشو کند.»
 


 
طریق نزول قرآن
ساعت ۱٢:٠۱ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٥ بهمن ۱۳۸٩   کلمات کلیدی: نکات قرآنی ،طریق نزول قرآن

 قرآن به دو صورت نازل شده است; یک بار در  

بیست و سوم ماه مبارک رمضان، از لوح محفوظ

خداوند به سوی کعبه انزال یافت و یک بار دیگر

به صورت تدریجی و طی بیست و سه سال، از

خداوند به جبرئیل و از جبرئیل به پیامبر اکرم

(ص) تنزیل پیدا کرد . نکته جالب آن که چون

کلمه انزال برای فرود آمدن دفعی و کلمه تنزیل

برای نزول تدریجی استفاده می شود، در سوره

قدر، مصدر انزال مشاهده می شود .


 
اولین حمله شیطان
ساعت ۱۱:٥٧ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٤ بهمن ۱۳۸٩   کلمات کلیدی: نکات قرآنی ،اولین حمله شیطان

شیطان آدم وهمسرش را وسوسه کرد تا از

شجره ممنوعه بخورند وسپس به نعبیرقرآن

"سواه" آنها آشکارشد سواه به معنای بدی

است بدی های ظاهری اعضایی ا زبدن که

انسان آشکار شدن انها را دوست ندارد وبدی

های درون واز قراین بعدی ایات سوره اعراف

معلوم می شود اینجا هردو آشکار شد .شیطان

خواست انسان وهمسرش را برهنه کند اولین

حمله او به عفت است وجالب اینکه اولین فرمان

خدا به او نیز رعایت عفت است :یابنی آدم

قدانزلنا الیکم لباسا یواری سواتکم وریشا

ای فرزندان ادم برای شما لباسی قرار دادم که

بدی های شمارا بپوشاند وهم مایه زینت شما

باشد .

در این آیه ابتدا تاکید بر پوشش در لباس است

وسپس زینت .  


 
نکته ای در سوره اعراف
ساعت ۱۱:٤٧ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٤ بهمن ۱۳۸٩   کلمات کلیدی: نکات قرآنی ،نکته ای در سوره اعراف

انتخاب واژگان در قرآن آنقدر دقیق ،زیبا وحکمت

آمیز است که جادارد بر مسلمانی خویش

ببالیم ،وسجده شکر بر مسلمانیمان بگذاریم اما

یک نمونه:

وهوالذی یرسل الریاح بشرا بین یدی رحمه ...

(اعراف57) در موارد متعددی که سخن از باد

بعنوان مقدمه وبشارت باران آمده کلمه باد به

صورت جمع آمده است (ریاح) وهر جا بصورت

مفرد آمده است بصورت باد عقیم (ریح

عقیم)آمده است اما چرا ؟

علم ثابت کرده که برای بارش باران به دو دسته

باد با بار منفی ومثبت نیازمندیم وطبیعی است

که ریح (مفرد) عقیم ونازا وبی برکت است .

لذا در دعای ائمه وارد شده که :اللهم اجعلها

ریاحا لا ریحا . 


 
مطالبی در مورد قرآن
ساعت ۱:٤۳ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٤ بهمن ۱۳۸٩   کلمات کلیدی: نکات قرآنی ،مطالبی در مورد قرآن ،اعجاز عددی قرآن

قرآن دارای 6236 آیه است × قرآن دارای 114 بسم الله الرحمن الرحیم است × آیه 288 سوره بقره به آیه وام دادن نیز معروف است و بزرگترین آیه قران × کوچکترین آیه قرآن « مدها متان » در سوره الرحمن است . ×بهترین شب در قرآن شب قدر است ×بهترین سوره قرآن « یس » است × سوره « حمد » به مادر قرآن معروف است ×سوره فجر به سوره امام حسین (ع) معروف است ×.....

 


 
خواص سوره مبارکه یس
ساعت ۱:٢٥ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٤ بهمن ۱۳۸٩   کلمات کلیدی: نکات قرآنی ،خواص سوره مبارکه یس

فضیلت و خواص سوره یس :




یس، و نام های دیگرش «عزیزه؛ معمّه(شامل شونده)، مدافعه قاضیه(دفع کننده برآورده) سی و ششمین سوره قرآن است که مکی و دارای 83 آیه است.

از رسول گرامی اسلام روایت شده قرائت کننده این سوره نزد خداوند شریف خوانده می شود و این سوره برای قاری خود شفاعت می کند.

در روایتی دیگر از ایشان آمده: سوره «یس» در تورات «معمّه: شامل شونده» نام دارد چون خیر دنیا و آخرت را شامل حال قرائت کننده خود می کند و بلاهای دنیا و سختی های آخرت را از او دور می کند....

 

بقیه در ادامه مطلب 


 
مرگ شیطان
ساعت ٥:۱٦ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٢ بهمن ۱۳۸٩   کلمات کلیدی: نکات قرآنی ،مرگ شیطان

بعد از آنکه شیطان بر انسان سجده نکرد و مقام خود را برتر از آن دانست که براى انسان خاکى تعظیم کند، خدا او را از رانده شدگان قرار داد و فرمود: «تا روز جزا بر تو لعنت باد.» (2) در این هنگام شیطان از خداوند خواست که او را تا روز برانگیخته شدن انسانها از قبر مهلت دهد و جواب شنید که: تو تا روز و وقت معلومى مهلت دارى. او تا «یوم یبعثون » مهلت خواست و خدا «یوم الوقت المعلوم» بدو مهلت داد. سؤال این است که آیا بین این دو روز فرق است؟ و اگر هست به چه نحو است و چه نتایجى دارد؟

قال رب فانظر الى یوم یبعثون قال فانک من المنظرین الى یوم الوقت المعلوم[شیطان] گفت: پرودگارا! پس مرا تا روزى که برانگیخته خواهندشدمهلت ده.
فرمود: تو از مهلت یافتگانى، تا روز [و] وقت معلوم. (1).....


بقیه در ادامه مطلب 


 
افسانه غرانیق (آیات شیطانی)
ساعت ۱٢:٤٤ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٢ بهمن ۱۳۸٩   کلمات کلیدی: نکات قرآنی ،افسانه غرانیق ،آیات شیطانی

 

افسانه غرانیق (آیات شیطانی):

 

 

مقدمه

در رابطه با قرآن به عنوان یک کتاب آسمانی، فراوان خوانده و شنیده ایم که قرآن یک پیام وحیانی است که در طول 23سال بتدریج بر پیامبر مکرم اسلام نازل شد، با این حال، هنوز پیرامون حقیقت، چیستی و چگونگی وحی به مثابه یک پدیده غیبی و یک شعور مرموز، سوالات و ابهامات فراوانی وجود دارد.

از میان انبوه سوالاتی که یکباره به فضای ذهن هجوم می آورند، مهمتر از همه، این است که شیطان آیا توان آن دارد که در امر قدسی وحی دخل و تصرف کند و تسویلات خود را به صورت وحی جلوه دهد یا خیر؟

اگراین سوال را به متون دینی و مجامع روایی رسیده ازخاندان اهل بیت عرضه کنیم پاسخ منفی خواهد بود؛ اما اگردر آثار و نوشته های برخی اهل حدیث و غیر وارد از ناحیه اهل بیت بنگریم پاسخ مثبت است؛ ایشان در پاره ای از آثار خود روایات و داستانهایی آورده اند که نه تنها با اصل مقام عصمت ناسازگار است که حتی پایه و اساس نبوت رانیز متزلزل می‌سازد.

اینک شرح ماجرا را بشنوید از زبان استاد آیت الله معرفت در کتاب علوم قرآنی:

از میان انبوه سوالاتی که یکباره به فضای ذهن هجوم می آورند، مهمتر از همه، این است که شیطان آیا توان آن دارد که در امر قدسی وحی دخل و تصرف کند و تسویلات خود را به صورت وحی جلوه دهد یا خیر؟



« دومین داستان که دست آویز بیگانه‏گان قرار گرفته و سند نبوت را زیر سؤال برده، افسانه غرانیق است که به آیات شیطانى معروف گشته است. داستان سرایان‏آورده‏اند:

 

بقیه در ادامه مطلب

 


 
سدره المنتهی
ساعت ۱٢:۳٩ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٠ شهریور ۱۳۸٩   کلمات کلیدی: نکات قرآنی ،سدرة المنتهی

سدرة المنتهی چیست؟

 

سدرة المنتهی چیست؟ آیا بالای آسمان و زمین هفتم قرار دارد؟

 

 

کلمه سدر به معنای جنس درخت سدر و کلمه سدرة به معنای یک درخت سدر است و کلمه منتهی –گویا- نام مکانی است و شاید مراد از آن منتهای آسمانها باشد به دلیل اینکه می فرماید:

 جنة المأوی پهلوی آن است و ما می دانیم که جنت مأوی در آسمانها است چون در آیه ای فرموده است: "و فی السماء رزقکم و ما توعدون[i]" (هم رزق شما در آسمان است و هم آن بهشتی که وعده داده شده اید.). اما اینکه این درخت سدره چه درختی است؟ در کلام خدای تعالی چیزی که تفسیرش کرده باشد نیافتیم. و مثل اینکه بنای خدای تعالی در اینجا بر آن است که به طور مبهم و با اشاره سخن بگوید؛ مؤید این معنا، جمله "اذ یغشی السدرة ما یغشی" است که در آن سخن از مستوری رفته است؛ در روایات هم تفسیر شده به درختی که فوق آسمان هفتم قرار دارد و اعمال بندگان خدا تا آنجا بالا می رود[ii].

 

حضرت موسی بن جعفر علیه السلام نقل فرمود که در شب معراج پیامبر خدا، جبرئیل کنار درخت بسیار بزرگی ایستاد. پیامبر درختی به آن بزرگی و عظمت ندیده بود. بر هر شاخه‌ای از آن درخت فرشته ای بود و بر هر برگی و میوه‌ای نیز فرشته‌ای. نوری از خدای متعال نیز آن درخت را در برگرفته بود.
جبرئیل به پیامبر خدا گفت:«سدره المنتهی این است؛ راه پیامبران ِ پیش از تو به همین درخت منتهی می‌شد. انان از این درخت جلوتر نمی‌رفتند و همین جا توقف می‌کردند، ولی تو از این درخت خواهی گذشت. اگر بخواهی از نشانه های بزرگش به تو نشان خواهم داد
بحارالانوار،‌ ج 37،‌ ص 319،‌ حدیث 52

 

سدر همان درخت کُنار است‌. کُنار درختی تناور و خاردار است که بلندیش تا 40 متر می‌رسد. می‌گویند تا دو هزار سال عمر می‌کند، میوة آن به شکل سنجد و بعد از رسیدن سرخ یا زرد رنگ و شیرین می‌شود. امّا این‌که مراد از "سدرة المنتهی‌" در آیه 14 سوره نجم چیست‌، از آیات و روایات همین قدر استفاده می‌شود که "سدرة المنتهی‌" محلی است و یا درختی که در انتها واقع شده‌، امّا انتهای چه چیزها معلوم نیست‌.(ر.ک قاموس قرآن‌، سید علی‌اکبر قرشی‌، مدخل "سدر".)

 در تفسیر نمونه در این باره آمده است‌: "سدره‌" درخت پر برگ و پر سایه‌ای است که در اوج آسمان‌ها، در منتهی الیه عروج فرشتگان و ارواح شهدا و علوم انبیا و اَعمال انسان‌ها قرار گرفته است‌. آن‌، در جایی است که ملائکه از آن فراتر نمی‌روند و جبرییل در سفر معراج‌، هنگامی که به آن رسید، متوقّف شد. پیامبراکرم‌فرموده است‌: "من‌، بر هر یک از برگ‌های آن‌، فرشته‌ای دیدم که ایستاده بود و خداوند را تسبیح می‌کرد." آن حضرت نیز فرموده است‌: "من به سدرة‌المنتهی رسیدم و دیدم در سایه هر برگی از آن‌، امّتی قرار گرفته‌اند.". این تعبیرها نشان می‌دهد که سدرة‌المنتهی درختی شبیه آن‌چه در زمین می‌بینیم‌، نیست‌.(تفسیر نمونه‌، همان‌، ج 22، ص 497 ـ 498.)

                                             ------------------------------------------------------------------------

[i]سوره ذاریات آیه 22

[ii]ر.ک المیزان علامه طباطبائی ج 19 ذیل آیات 1-18 سوره نجم

 

 

 

منابع : سایت حوزه – دایره المعارف رشد

 


 
شب قدر در نگاه علامه طباطبایى
ساعت ۱۱:٥٢ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٩ شهریور ۱۳۸٩   کلمات کلیدی: نکات قرآنی ،شب قدر در نگاه علامه طباطبایى ،شب قدر
آنچه در پیش رو دارید بحثى پیرامون شب قدر بر اساس نظرات مرحوم علامه طباطبایى در تفسیر شریف المیزان است که در دو سوره « قدر» و «دخان‏» مطرح گردیده است.

 

شب قدر یعنى چه؟
مراد از قدر، تقدیر و اندازه‏گیرى است و شب قدر شب اندازه‏گیرى است و خداوند متعال دراین شب حوادث یک سال را تقدیر مى‏کند و زندگى، مرگ، رزق، سعادت و شقاوت انسانها و امورى ازاین قبیل را دراین شب مقدر مى‏گرداند.

شب قدر کدام شب است؟
در قرآن کریم آیه‏اى که به صراحت ‏بیان کند شب قدر چه شبى است دیده نمى‏شود. ولى از جمع‏بندى چند آیه از قرآن کریم مى‏توان فهمید که شب قدر یکى از شب‏هاى ماه مبارک رمضان است. قرآن کریم از یک سو مى‏فرماید: « انا انزلناه فى لیله مبارکه‏.»( دخان / 3 ) این آیه گویاى این مطلب است که قرآن یکپارچه در یک شب مبارک نازل شده است و از سوى دیگر مى‏فرماید: « شهررمضان الذى انزل فیه القرآن‏.»( بقره / 185) و گویاى این است که تمام قرآن در ماه رمضان نازل شده است. و در سوره قدر مى‏فرماید: «انا انزلناه فى لیله القدر.» (قدر/1) از مجموع این آیات استفاده مى‏شود که قرآن کریم در یک شب مبارک در ماه رمضان که همان شب قدر است نازل شده است. پس شب قدر در ماه رمضان است. اما این که کدام یک از شب‏هاى ماه رمضان شب قدر است، در قرآن کریم چیزى برآن دلالت ندارد. و تنها از راه اخبار مى‏توان آن شب را معین کرد.

در بعضى از روایات منقول از ائمه اطهار علیهم السلام شب قدر مردد بین نوزدهم و بیست و یکم و بیست و سوم ماه رمضان است و در برخى دیگر از آنها مردد بین شب بیست و یکم و بیست و سوم و در روایات دیگرى متعین در شب بیست و سوم است. (1) وعدم تعین یک شب به جهت تعظیم امر شب قدر بوده تا بندگان خدا با گناهان خود به آن اهانت نکنند.
پس از دیدگاه روایات ائمه اهل بیت علیهم السلام شب قدر از شب‏هاى ماه رمضان و یکى از سه شب نوزدهم و بیست و یکم و بیست و سوم است. اما روایات منقول از طرق اهل سنت‏ به طورعجیبى با هم اختلاف داشته و قابل جمع نیستند ولى معروف بین اهل سنت این است که شب بیست و هفتم ماه رمضان شب قدر است (2) و در آن شب قرآن نازل شده است.

تکرار شب قدر در هر سال
شب قدر منحصر در شب نزول قرآن و سالى که قرآن درآن نازل شد نیست ‏بلکه با تکرار سالها، آن شب نیز تکرار مى‏شود. یعنى درهر ماه رمضان شب قدرى است که درآن شب امور سال آینده تقدیر مى‏شود. دلیل براین امر این است که:
اولا: نزول قرآن به طور یکپارچه در یکى از شب‏هاى قدر چهارده قرن گذشته ممکن است ولى تعیین حوادث تمامى قرون گذشته و آینده درآن شب بى‏ معنى است.

ثانیا: کلمه «یفرق‏» در آیه شریفه «فیها یفرق کل امر حکیم‏.» (دخان / 6 ) در سوره دخان به خاطر مضارع بودنش، استمرار را مى‏رساند و نیز کلمه «تنزل‏» درآیه کریمه «تنزل الملئکه والروح فیها باذن ربهم من کل امر» (قدر / 4 ) به دلیل مضارع بودنش دلالت ‏بر استمرار دارد.

ثالثا: از ظاهر جمله « شهر رمضان الذى انزل فیه القرآن‏.»( بقره / 185 ) چنین برمى‏آید که مادامى که ماه رمضان تکرار مى‏شود آن شب نیز تکرار مى‏شود. پس شب قدر منحصر در یک شب نیست ‏بلکه درهر سال در ماه رمضان تکرار مى‏شود.
در این خصوص در تفسیر برهان از شیخ طوسى از ابوذر روایت‏ شده که گفت: به رسول خدا (ص) عرض کردم یا رسول الله آیا شب قدر شبى است که درعهد انبیاء بوده و امر به آنان نازل مى‏شده و چون از دنیا مى‏رفتند نزول امر درآن شب تعطیل مى‏شده است؟ فرمود: « نه بلکه شب قدر تا قیامت هست.‏» (3)

عظمت‏ شب قدر
در سوره قدر مى‏خوانیم: «انا انزلناه فى لیله القدر وما ادریک ما لیله القدر لیله القدر خیر من الف شهر.» خداوند متعال براى بیان عظمت ‏شب قدر با این که ممکن بود بفرماید: «وما ادریک ما هى هى خیر من الف شهر» یعنى با این که مى‏توانست در آیه دوم و سوم به جاى کلمه «لیله القدر» ضمیر بیاورد، خود کلمه را آورد تا بر عظمت این شب دلالت کند. و با آیه « لیله القدر خیر من الف شهر» عظمت این شب را بیان کرد به این که این شب از هزار ماه بهتر است. منظور از بهتر بودن این شب از هزار ماه، بهتر بودن از حیث فضیلت عبادت است. چه این که مناسب با غرض قرآن نیز چنین است. چون همه عنایت قرآن دراین است که مردم را به خدا نزدیک و به وسیله عبادت زنده کند. و احیاء یا عبادت آن شب از عبادت هزار ماه بهتر است.
از امام صادق علیه السلام سؤال شد: چگونه شب قدر از هزار ماه بهتر است؟ ( با این که در آن هزار ماه درهر دوازده ماهش یک شب قدر است) .
حضرت فرمود: « عبادت در شب قدر بهتر است از عبادت درهزار ماهى که در آن شب قدر نباشد.» (4)

وقایع شب قدر

الف- نزول قرآن
ظاهر آیه شریفه « انا انزلناه فى لیله القدر» این است که همه قرآن در شب قدر نازل شده است و چون تعبیر به انزال کرده که ظهور در یکپارچگى و دفعى بودن دارد نه تنزیل، که ظاهر در نزول تدریجى است.
قرآن کریم به دو گونه نازل شده است:
1- نزول یکباره در یک شب معین.
2- نزول تدریجى در طول بیست و سه سال نبوت پیامبر اکرم (ص) .

آیاتى چون «قرانا فرقناه لتقراه على الناس على مکث ونزلناه تنزیلا.»( اسراء / 106 ) نزول تدریجى قرآن را بیان مى‏کند.
در نزول دفعى (و یکپارچه)، قرآن کریم که مرکب از سوره‏ها و آیات است ‏یک دفعه نازل نشده است ‏بلکه به صورت اجمال همه قرآن نازل شده است چون آیاتى که درباره وقایع شخصى و حوادث جزیى نازل شده ارتباط کامل با زمان و مکان و اشخاص و احوال خاصه‏اى دارد که درباره آن اشخاص و آن احوال و درآن زمان و مکان نازل شده و معلوم است که چنین آیاتى درست در نمى‏آید مگر این که زمان و مکانش و واقعه‏اى که درباره‏اش نازل شده رخ دهد به طورى که اگر از آن زمان‏ها و مکان‏ها و وقایع خاصه صرف نظر شود و فرض شود که قرآن یک باره نازل شده، قهرا موارد آن آیات حذف مى‏شود و دیگر بر آنها تطبیق نمى‏کنند، پس قرآن به همین هیئت که هست دوبار نازل نشده بلکه بین دو نزول قرآن فرق است و فرق آن در اجمال و تفصیل است. همان اجمال و تفصیلى که درآیه شریفه «کتاب احکمت ایاته ثم فصلت من لدن حکیم خبیر.»( هود / 1) به آن اشاره شده است. و در شب قدر قرآن کریم به صورت اجمال و یکپارچه بر پیامبر اکرم (ص) نازل شد و در طول بیست و سه سال به تفصیل و به تدریج و آیه به آیه نازل گردید.

ب- تقدیر امور
خداوند متعال در شب قدر حوادث یک سال آینده را از قبیل مرگ و زندگى، وسعت ‏یا تنگى روزى، سعادت و شقاوت، خیر و شر، طاعت و معصیت و... تقدیر مى‏کند.
در آیه شریفه «انا انزلناه فى لیله القدر»( قدر / 1 ) کلمه «قدر» دلالت‏ بر تقدیر و اندازه‏گیرى دارد و آیه شریفه «فیها یفرق کل امر حکیم.‏» (دخان / 6 ) که در وصف شب قدر نازل شده است‏ بر تقدیر دلالت مى‏کند. چون کلمه «فرق‏» به معناى جدا سازى و مشخص کردن دو چیز از یکدیگر است. و فرق هر امر حکیم جز این معنا ندارد که آن امر و آن واقعه‏اى که باید رخ دهد را با تقدیر و اندازه‏گیرى مشخص سازند. امور به حسب قضاى الهى داراى دو مرحله‏اند، یکى اجمال و ابهام و دیگرى تفصیل. و شب قدر به طورى که از آیه «فیها یفرق کل امر حکیم.‏» برمى‏آید شبى است که امور از مرحله اجمال و ابهام به مرحله فرق و تفصیل بیرون مى‏آیند.

ج- نزول ملائکه و روح
بر اساس آیه شریفه « تنزل الملئکه والروح فیها باذن ربهم من کل امر.»( قدر / 4) ملائکه و روح در این شب به اذن پروردگارشان نازل مى‏شوند. مراد از روح، آن روحى است که از عالم امر است و خداى متعال درباره‏اش فرموده است « قل الروح من امر ربى‏.»( اسراء / 85 ) دراین که مراد از امر چیست؟ بحث‏هاى مفصلى در تفسیر شریف المیزان آمده است که به جهت اختصار مبحث ‏به دو روایت در مورد نزول ملائکه و این که روح چیست ‏بسنده مى‏شود.

1- پیامبر اکرم (ص) فرمود: وقتى شب قدر مى‏شود ملائکه‏اى که ساکن در «سدره المنتهى‏» هستند و جبرئیل یکى از ایشان است نازل مى‏شوند در حالى که جبرئیل به اتفاق سایرین پرچم‏هایى را به همراه دارند.
یک پرچم بالاى قبر من، و یکى بر بالاى بیت المقدس و پرچمى در مسجد الحرام و پرچمى بر طورسینا نصب مى‏کنند و هیچ مؤمن و مؤمنه‏اى دراین نقاط نمى‏ماند مگر آن که جبرئیل به او سلام مى‏کند، مگر کسى که دائم الخمر و یا معتاد به خوردن گوشت ‏خوک و یا زعفران مالیدن به بدن خود باشد. (5)
2- از امام صادق علیه السلام در مورد روح سؤال شد. حضرت فرمودند: روح از جبرئیل بزرگتر است و جبرئیل از سنخ ملائکه است و روح ازآن سنخ نیست. مگر نمى‏بینى خداى تعالى فرموده: «تنزل الملئکه والروح‏» پس معلوم مى‏شود روح غیر از ملائکه است. (6)

د- سلام و امنیت
قرآن کریم در بیان این ویژگى شب قدر مى‏فرماید: «سلام هى حتى مطلع الفجر.»( قدر / 5 ) کلمه سلام و سلامت ‏به معناى عارى بودن از آفات ظاهرى و باطنى است. و جمله «سلام هى‏» اشاره به این مطلب دارد که عنایت الهى تعلق گرفته است‏ به این که رحمتش شامل همه آن بندگان بشود که به سوى او روى مى‏آورند و نیز به این که در خصوص شب قدر باب عذابش بسته باشد. به این معنا که عذابى جدید نفرستد. و لازمه این معنا این است که دراین شب کید شیطان‏ها هم مؤثر واقع نشود چنانکه در بعضى از روایات نیز به این معنا اشاره شده است.
البته بعضى از مفسرین گفته‏اند: مراد از کلمه «سلام‏» این است که در شب قدر ملائکه از هر مؤمن مشغول به عبادت بگذرند، سلام مى‏دهند.

پى‏نوشت‏ها:
1- مجمع البیان، ج 10، ص‏519 .
2- تفسیر الدرالمنثور، ج‏6 .
3- تفسیر البرهان، ج‏4، ص‏488، ح‏26 .
4- فروع کافى، ج‏4، ص‏157، ح‏4 .
5- مجمع البیان، ج‏10، ص‏520 .
6- تفسیر برهان، ج‏4، ص‏481، ح‏1.



 http://zaher2006.mihanblog.com

 
منظور خداوند در قرآن کریم (الرحمن 17) از دو مشرق و مغرب چیست؟
ساعت ۱:۱٦ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۳۱ شهریور ۱۳۸٧   کلمات کلیدی: نکات قرآنی ،منظور از دو مشرق و دو مغرب

 

منظور خداوند در قرآن کریم (الرحمن 17) از دو مشرق و مغرب چیست؟

                  مگر یک مشرق و مغرب بیش‌تر در جهان وجود دارد؟

              پاسخ

                  قبل از پرداختن به تفسیر آیه، توضیح یک مطلب ضرورت دارد:

                  کره زمین، دارای دو قطب مغناطیسی است که شمال و جنوب خوانده

                  می‌شود. از طرف دیگر، چون زمین دارای دو حرکت وضعی (به دور خود)

                  و انتقالی (به دور خورشید) است، به نظر می‌آید که خورشید

                  صبحگاهان از یک طرف خارج می‌شود و کم کم بالای سر ما می‌آید و

                  سپس شامگاهان در طرف دیگر فرو می‌رود. در عرف مردم و اصطلاح علمی

                  آن طرف که خورشید طلوع می‌کند، «شرق» و آن طرف که خورشید غروب

                  می‌کند، «مغرب» نامیده می‌شود.

                  نکته یاد شده ظاهر قضیه است. با دقت عقلی و علمی ثابت می‌شود که

                  زمین مشرق‌ها و مغرب‌های متعدد دارد. برخی از دلایل نکته اخیر

                  عبارتند از:

                  1. چون زمین به شکل کره است و به دور خورشید حرکت می‌کند در هر

                  نقطه زمین یک مشرق و مغرب و اثر طلوع مکرر خورشید پیدا می‌شود.

                  2. خورشید در هر روز در ساعت معین طلوع و غروب می‌کند که با ساعت

                  طلوع و غروب روز قبل و بعد متفاوت است. بنابراین، به تعداد

                  روزهای سال مشرق و مغرب داریم.

                  3. برای هر انسانی شش جهت متصور است، پس طلوع و غروب، با توجه به

                  جایگاه هر کس، متفاوت است.

                  نتیجه: در ظاهر یک مغرب و مشرق بیش‌تر نیست، ولی در واقع مشرق‌ها

                  و مغرب‌های متعدد وجود دارد. بنابراین، تعبیر به مشرق و مغرب

                  (بقره / 115) یا مشارق و مغارب (معارج / 40) با مبانی علمی منافی

                  نیست.

                  در مورد آیه یاد شده در پرسش «رب المشرقین» و رب المغربین»

                  (الرحمن / 17) چند احتمال تفسیری داده شده است.

                  1. مقصود از مغرب، مغرب تابستان و زمستان و مقصود از دو مشرق،

                  مشرق تابستان و زمستان است که با همدیگر متفاوتند، چنان که حضرت

                  علی(ع) در این باره می‌فرماید: «مشرق تابستان و زمستان هر کدام

                  بر حد خود است»[1]

                  توضیح این که: مشرق ها و مغرب های متعددی وجود دارد، ولی نهایت

                  آنها در تابستان و زمستان است، زیرا در دوران آغاز تابستان و

                  زمستان خورشید به حداکثر و حداقل اوج خود می‌رسد. که از آنها به

                  مدار شمالی و جنوبی تعبیر می شود و مدارهای دیگر در بین او دو

                  قرار دارند. بنابراین، چون مشرق ها و مغربها بین این دو جای

                  دارند. در این آیه واژه «المشرقین و المغربین» به صورت مثنی به

                  کار رفته است.

                  2. مقصود از دو مشرق و دو مغرب، مشرق و مغرب خورشید و ماه است.

                  طبق این تفسیر، چون ماه و خورشید هر کدام طلوع و غروب خاص خود را

                  دارند، واژه مثنی به کار رفته است.

                  3. مقصود از مشرقین پیامبر اکرم(ص) و امیرالمؤمنین(ع) هستند. و

                  مراد از مغربین امام حسن(ع) و امام حسین(ع). این مطلب بیان باطن

                  یا تأویل آیه است که در طلوع اسلام پیامبر(ص) و علی(ع) بودند و

                  امام حسن و امام حسین(ع) در دوره غروب اسلام اصیل از صحنه جامعه.

                  برای آگاهی بیشتر ر.ک:

                  1. پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، محمد علی رضایی اصفهانی، ص 191 ـ

                  195.

                  2. تفسیر نمونه، مکارم شیرازی، ص 120 و 121.

                  3. مجمع البیان، علامه طبرسی، ذیل آیه.

 

 

 

            پی‌نوشت‌ها:

 

 

 

1.       نورالثقلین، هویزی، نوشته التاریخ العربی، ج 7، ص 213.

 

نقل از جامعه المصطفی العالمیه


 
عوامل عزت و ذلت از دیدگاه قرآن
ساعت ۱:٠٠ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۳۱ شهریور ۱۳۸٧   کلمات کلیدی: نکات قرآنی ،عوامل عزت و ذلت از دیدگاه قرآن

             عوامل عزت و ذلت از دیدگاه قرآن:

                   «عزت» به معناى حالتى است که از شکست انسان پیش گیرى مى کند و

                  «ذلت» همان نبود عزت و شرافت در انسان است. به همین دلیل، انسان

                  ذلیل شکست را به راحتى مى پذیرد.[1] علاقه مندى به «عزت» و تنفر

                  داشتن از «ذلت»، امرى فطرى است که در نهاد همه ى انسان ها وجود

                  دارد. شکوفایى«عزت» به پیدایش عواملى نیاز دارد که بى توجهى به

                  آن ها سبب پذیرش ذلت و شکست در انسان مى شود.

                  انسانى که طعم شیرین عزت را بچشد، هیچ گاه به ننگ ذلت و خوارى،

                  تن در نمى دهد. حضرت على(علیه السلام) مى فرماید:

                  کسى که نفس عزیز و شریفى دارد، آن را با پلیدى گناه، خوار نمى

                  سازد.[2]

                  اینک به عوامل عزت از دیدگاه قرآن کریم و روایات اسلامى مى

                  پردازیم:

 

                  1ـ عزّت خواهى از خداوند

                  خداوند متعال، سرچشمه ى عزت به معناى واقعى است و دیگر آفریده ها

                  در ذات خود، فقیر و ذلیل هستند. آنان به خداوند نیازمندند و

                  خداوند عزیز مالک همه ى آن ها است. قرآن کریم مى فرماید:

                  (مَنْ کانَ یُریِدُ الْعِزَّةَ فَلِلَّهِ الْعِزَّةُ

جَمِیعاً)[3]

                  کسى که خواهان عزت است ]بداند[عزت یکسره از آن خداست.

                  سخن اصلى این آیه آن است که عزت جویان باید عزت را از خداوند

                  متعال بخواهند; زیرا عزت در ملک خداوند است و انسان در پرتو

                  پرستش خدا و تسلیم شدن در برابر او به عزت مندى مى رسد. پرستش

                  خداى یگانه و کردار شایسته دو بال آدمى براى رسیدن به عزت است.

                  خداوند متعال مى فرماید:

                  (اِلَیهِ یَصْعَدُ الْکَلِمُ الطَّیِبُ وَ الْعَمَلُ الصَّالُحَ

                  یَرْفَعُهُ)[4]

                  سخنان پاکیزه (باورهاى درست) به سوى او بالا مى رود و کردار

                  شایسته آن را در بالاتر رفتن کمک مى رساند.

                  حضرت على(علیه السلام) نیز فرموده است:

                  العزیز بغیر الله ذلیل.[5]

                  عزیزى که عزتش از غیر خدا باشد، ذلیل است.

 

                  2ـ پاى بندى به قرآن کریم و دین مقدس اسلام

                  پاى بندى به قرآن کریم و یارى جستن از آن عامل عزت و سربلندى

                  است. خداوند مى فرماید:

                  (تَنْزِیلُ الْکِتابِ مِنَ اللَّهِ الْعَزِیزِ الْحَکِیمِ)[6]

                  این کتابى است که از سوى خداوند عزیز و حکیم فرو فرستاده شده

است.

                  چون خداوند متعال سرچشمه ى عزت و بزرگى است، پیروى از قرآن کریم

                  که سخن اوست، در بردارنده ى عوامل عزت و بزرگوارى انسان است.

                  خداوند متعال مى فرماید:

                  (فَاستَمْسِکْ بِاَّلذِى اُوحِىَ اِلَیْکَ اِنَّکَ عَلی صِراط

                  مُسْتَقِیمَ وَ اِنَّهُ لَذِکْرُ لَکَ وَ لِقَوْمِکَ وَ سَوفَ

                  تُسْئَلُون)[7]

                  آن چه را بر تو وحى شده محکم بگیر; زیرا تو بر صراط مستقیم هستى

                  و این، مایه ى یادآورى (و بزرگى) تو و قوم تو است و به زودى از

                  شما پرسش خواهد شد.

 

                  3 ـ پیروى از رسول خدا(صلى الله علیه وآله وسلم) و اهل

                  بیت(علیهما السلام)

                  رسول گرامى اسلام و اهل بیت عزیز آن حضرت(علیه السلام) مصداق

                  کامل پیوند یافتن با خدا به وسیله ى ایمان آوردن و انجام کردار

                  شایسته و عزت آفرینى هستند. پیامبر اسلام در مقام راه یافتن به

                  سرچشمه ى کمال الهى به جایى رسید که خداوند درباره ى او فرمود:

                  (وَاِنَّکَ لَعلى خُلُق عَظِیم)[8]

                  و تو اخلاق بزرگ و برجسته اى دارى.

                  از جمله فضایل برجسته ى اخلاقى آن حضرت، عزت و شرافت نفس است.

                  قرآن کریم با تاکید بر پیروى از پیامبر و اهل بیت(علیهم السلام)

                  مى فرماید:

                  (یا أیُهَا الَّذِینَ آمَنُوا اطِیعُوا اللّهَ وَ اَطیعُوا

                  الرَّسُولَ وَ اُولى الاَمْرِ مِنْکُمْ فَانْ تَنازَعْتُم فِى

                  شَىْء فَرُدُّوهُ الَى اللّهِ والرَّسُولِ إنْ کُنْتُمْ

                  تُؤمِنُونَ بِاللّهِ وَالْیَومِ الآخَر ذلِکَ خَیْرٌ وَ اَحْسَنُ

                  تَأوِیلاً)[9]

                  اى کسانى که ایمان آورده اید! از خدا و پیامبر خدا و اولوالامر،

                  پیروى کنید. پس اگر در امرى، اختلاف داشتید، آن را به داورى خدا

                  و رسول بگذارید اگر به خدا و قیامت، ایمان دارید، این کار نیکو و

                  پایانش نیکوتر است.

                  بدین ترتیب، پیروى از پیامبر و جانشینان آن حضرت که هر کدام به

                  سرچشمه ى عزت، پیوسته اند، مایه ى عزت مندى است.[10]

                  پیامبر گرامى هیچ گاه از خود ذلت نشان نداد و از مؤمنان نیز

                  خواست به ذلت تن درندهند. ایشان مى فرماید:

                  هیچ مؤمنى نباید نفس خود را خوار بشمارد.[11]

                  هنگامى که از حضرت امام حسین(علیه السلام) درخواست شد سخنى را که

                  خود از پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله وسلم)شنیده است، بازگوید،

                  ایشان این گفته را فرمود:

                  خداوند کارهاى بزرگ و با شرافت را دوست دارد و کارهاى پست و ذلیل

                  را خوش نمى دارد.[12]

 

                  4ـ پیوند با مؤمنان

                  پیوند یافتن با مؤمنان که افتخار بندگى خدا را دارند و عزت خویش

                  را از سرچشمه ى اصلى ـ خداوند عزیز ـ گرفته اند، عامل عزت و مانع

                  ذلت پذیرى است. قرآن کریم مى فرماید:

                  (وَللهِ العِزَّةُ وَلِرَسُولِهِ وَ لِلْمُؤْمِنِینَ وَلکِنَّ

                  الْمُنافِقیِنَ لا یَعْلَمُونَ)[13]

                  و عزت از آن خدا و رسول او و مؤمنان است، ولى منافقان نمى دانند.

                  عزت و سعادت هیچ گاه با ولایت کافران و منافقان به دست نمى آید و

                  خداوند هرگونه ولایت کافران و مشرکان را بر مؤمنان نفى کرده است.

                  خداوند در قرآن مى فرماید:

                  (وَلَنْ یَجْعَلَ اللّهُ لِلْکافِرِینَ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ

                  سَبیلاً)[14]

                  و خداوند هرگز براى کافران، راهى (براى چیرگى) بر مؤمنان ننهاده

                  است.

                  در جایى دیگر مى فرماید:

                  همانانى که کافران را به جاى مؤمنان، دوست خود برمى گزینند، آیا

                  مى خواهند از آنان عزت و آبرو بجویند، با این که همه ى عزت ها از

                  آنِ خداست.[15]

                  از آیات یاد شده برمى آید که کافران و مشرکان در منطق و گفتوگو و

                  روابط نظامى، سیاسى، اقتصادى، اجتماعى و... هیچ گونه برترى و

                  ولایتى نسبت به مؤمنان و مسلمانان نخواهند داشت و حق هیچ گونه

                  سلطه اى بر امور مسلمانان را ندارند.[16]

 

                  5ـ روزى حلال

                  پیامبر گرامى(صلى الله علیه وآله وسلم) به دست آوردن روزى حلال

                  را جهاد مى داند و مى فرماید:

                  خداوند دوست دارد بنده اش را در تلاش براى به دست آوردن روزى

                  حلال ببیند.[17]

                  انسان عزیز و شکست ناپذیر بر سر سفره هاى حلال پرورش مى یابند.

                  امام حسین(علیه السلام)مى فرماید:

                  ... سینه هاى پاکیزه اى که ما از آن شیر نوشیده ایم، ذلت را بر

                  ما روا نمى داند.[18]

                  از سخن امام حسین(علیه السلام) چنین برمى آید که به دست آوردن

                  روزى حلال در عزت مندى انسان ها تاثیر دارد. لقمه ى حلال، آدمى

                  را از مفاسد و خوارى هاى بسیارى، دور نگاه مى دارد و او را به

                  انسانى شجاع و با شرف بدل مى کند. انسان شرافت مند باور دارد که

                  باید با کوشش و توکل بر خداوند، روزى خویش را به دست آورد:

                  (هَلْ مِنْ خالِق غَیْرُ اللهِ یَرْزُقُکُمْ مِنَ السَّماءِ

                  وَالْاَرضِ)[19]

                  آیا جز خدا آفریدگارى است که شما را از آسمان و زمین، روزى دهد؟

                  انسانى که با عزت نفس، روزى خود را تنها از خدا درخواست کند،

                  همواره شرافت و عزت خویش را حفظ خواهد کرد. قرآن کریم مى فرماید:

 

                  (وللّهِ الْعِزَّةُ وُ لِرُسولِه وَلْلِمومِنِیِنُ...)[20]

                  و عزت مخصوص خدا و رسول او و مؤمنان است.

                  پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله وسلم) مى فرماید:

                  اگر به دیگران نیاز دارید، با عزت نفس از آنان بخواهید.[21]

                  بنابراین، تلاش براى به دست آوردن روزى حلال، داشتن عزت نفس و

                  توکل کردن بر خداوند متعال، عزت و شرافت مندى را براى انسان به

                  ارمغان مى آورد.

                  مؤمنان و زمام داران اسلامى نیز در امور حکومتى و اجتماعى نباید

                  چیرگى بیگانگان را در عرصه هاى سیاسى، فرهنگى، اقتصادى و...

                  بپذیرند. آنان باید با الگوپذیرى از قیام امام حسین(علیه

                  السلام)اصل عزت و افتخار را در همه ى امور کشوردارى اجرا کنند و

                  در برابر ستم گران و سلطه جویان جهان، عزت نفس نشان دهند.[22]

                  حضرت امام حسین(علیه السلام) که الگوى عزت و شرافت در جهان است،

                  در این باره مى فرماید:

                  موت فى عزّ خیر من حیاة فى ذل.[23]

                  مرگ با عزت و شرف از زندگى همراه با خوارى، بهتر است.

                  هم چنین ایشان فرموده است:

                  هیهات منا الذلة.[24]

                  خوارى از ما اهل بیت(علیه السلام) بسیار به دور است.

                  این فریاد پرخروش از حنجره اى برمى آید که در همه ى عمر، با قلبى

                  سرشار از ایمان به خدا و کارنامه اى درخشان، با رسول اکرم(صلى

                  الله علیه وآله وسلم) و مؤمنان در پیوند بوده و همواره از روزى

                  حلال برخوردار گشته است. قرآن کریم درباره ى چنین افرادى که

                  نَفسى با شرف و عزت دارند، مى فرماید:

                  یا أَیَّتهُاَ النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ارْجِعِى الى رَبِّک

                  راضِیةً مَرْضِیَّه فَادْخُلِى فِى عِبادِى وَ اْدخُلِى

                  جَنَّتىِ.[25]

                  تو اى روح آرام یافته! به سوى پروردگارت بازگرد، در حالى که هم

                  تو از او خشنودى و هم او از تو خشنود است. پس در سلک بندگانم و

                  در بهشتم، وارد شو.

                  امام حسین(علیه السلام) مصداق روشن «نفس مطمئنه» است که خداوند

                  او را عزیز دانسته و به سوى خویش فراخوانده است. بنابراین، هر

                  فرد یا اجتماع و حکومتى اگر بخواهد در دنیا و آخرت، با عزت زندگى

                  کند، باید به عوامل یاد شده چنگ زند. در غیر این صورت، به خوارى

                  تن درخواهد داد. هر عامل دیگرى که با این عوامل در تقابل باشد،

                  عامل خوارى به شمار مى آید.[26]

 

 

 

            پی‌نوشت‌ها:

 

 

 

                  1. مفردات الفاظ القرآن، راغب اصفهانى، تهران، مکتبة المرتضویة،

                  صص 344 ـ 345.

                  2. غرر الحکم، عبدالواحد بن محمد تمیمى آمدى، قم، انتشارات دفتر

                  تبلیغات اسلامى، ص 231.

                  3. فاطر، 10.

                  4. فاطر، 10، نک: تفسیرنمونه، ناصر مکارم شیرازى و همکاران،

                  تهران، دارالکتب الاسلامیه، ج 18، صص 187 ـ 198.

                  5. بحارالانوار، علامه مجلسى، بیروت، مؤسسة الوفاء، ج 75، ص 10.

                  6. زمر، 1.

                  7. زخرف، 43 ـ 44.

                  8. قلم، 4.

                  9. نساء، 59.

                  10. تفسیر نمونه، ج 3، ص 434.

                  11. وسائل الشیعه، شیخ حر عاملى، قم مؤسسه ى آل البیت(علیه

                  السلام)، ج 16، ص 158.

                  12. غوالى اللئالى، ابن ابى جمهور احسائى، قم، سیدالشهداء، ج 1،

                  ص 67.

                  13. منافقون، 8.

                  14. نساء، 141.

                  15. نساء، 139.

                  16. تفسیرنمونه، ج 4، ص 173.

                  17. جامع الاخبار، تاج الدین شعیرى، قم، انتشارات رضى، ص 139.

                  18. بحارالانوار، ج 45، ص 7.

                  19. فاطر، 3.

                  20. منافقون، 8.

                  21. شرح نهج البلاغه، عبدالحمید، ابن ابى الحدید، قم، کتاب خانه

                  ى آیت الله مرعشى نجفى، ج 20، ص 317.

                  22. تعلیم و تربیت در اسلام، مرتضى مطهرى، قم، انتشارات صدرا، صص

                  211 ـ 224.

                  23. المناقب، محمدابن شهر آشوب، قم، انتشارات علامه، ج 4، ص 68.

                  24. لهوف، سیدبن طاووس، تهران، انتشارات جهان، ص 97.

                  25. فجر، 27 ـ 30.

                  26. المیزان فى تفسیر القرآن، محمد حسین طباطبایى، تهران،

                  دارالکتب الاسلامیة، ج 20، صص 413 ـ 416; تفسیر نمونه، ج 26، ص

                  438. براى آگاهى بیش تر نک: انسان کامل، مرتضى مطهرى، قم،

                  انتشارات صدرا، ص 242; و فلسفه ى اخلاق، مرتضى مطهرى، قم،

                  انتشارات صدرا، ص 190.

 

 

 

نقل از جامعه المصطفی العالمیه


 
چرا قرآن مجید از دو راه ظاهر و باطن سخن گفته؟
ساعت ٤:٤۳ ‎ق.ظ روز شنبه ۳٠ شهریور ۱۳۸٧   کلمات کلیدی: نکات قرآنی

چرا قرآن مجید از دو راه ظاهر و باطن سخن گفته؟

 قرآن در اسلام صفحه 28  استاد علامه طباطبایى (رض) :

1- انسان در زندگى ابتدائى خویش که دنیوى و موقتى است مانند یک حبابى خیمه هستى خود را روى دریاى بیکران ماده زده در همه فعالیتهائى که در مسیر وجود میکند سر سپرده امواج خروشان ایندریاى‏بیکران است و سر و کار با ماده دارد.

حواس بیرونى و درونیش بماده و مادیات مشغول و افکارش نیز پاى بند معلومات حسى‏اش میباشد، خوردن و آشامیدن و نشستن و برخاستن و گفتن و شنودن و رفتن و آمدن و جنبیدن و آرمیدن و بالاخره همه فعالیتهاى زندگى را روى ماده انجام میدهد و فکرى جز این ندارد.

و گاهى که پاره‏اى از معنویات را مانند دوستى و دشمنى و بلندى همت و بزرگى مقام و نظائر آنها تصور میکند، اکثریت افهام آنها را بواسطه مجسم ساختن مصداقهاى مادى در نظر تصور میکنند چنانکه شیرینى پیروزى را با شیرینى قند و شکر و جاذبه دوستى را با کشش مغناطیس و بلند همتى را با بلندى مکان یا جاى یکى از ستارگان و بزرگى مقام را با بزرگى کوه یا نظیر آن حکایت مینمایند.

در عین حال افهام در توانائى درک و تفکر معنویات که از جهانى وسیعتر از ماده میباشند مختلفند و مراتب گوناگون دارند، فهمى است که در تصور معنویات هم افق صفر است و فهمى است که کمى بالاتر از آن مى‏باشد و بهمین ترتیب تا برسد به فهمى که با نهایت آسانى وسیعترین معنویات غیر مادى را درک میکند.

و در هر حال هر چه توانائى فهمى در درک معنویات بیشتر باشد بهمین نسبت تعلقش بجهان ماده و مظاهر فریبنده‏اش کمتر و همچنین هر چه تعلق کمتر توانائى درک معنویات بیشتر مى‏باشد، و با این وصف افراد انسان با طبیعت انسانى که دارند همگى استعداد این درک را دارند و اگر استعداد خود را ابطال نکنند قابل تربیتند.

2-از بیان گذشته این نتیجه بدست میآید که معلومات هر یک از مراتب مختلف فهم را بمرتبه پائین‏تر از خود نمیشود تحمیل کرد و گرنه نتیجه معکوس خواهد داد و مخصوصا معنویاتى که سطح‏شان از سطح ماده و جسم بسى بالاتر است اگر بى‏پرده و پوست کنده بفهم عامه مردم‏که از حس و محسوس تجاوز نمیکند تحمیل شود بکلى ناقض غرض خواهد بود.

اینجا بعنوان نمونه مذهب و ثنیت را میتوان ذکر نمود:کسى که با تامل عمیق در بخش او پا نیشاد و یداى هندى دقت کند و همه اطراف سخنان این بخش را پائیده برخى را با برخى تفسیر کند خواهد دید که هدفى جز توحید خالص و یگانه پرستى ندارد ولى متاسفانه چون بى‏پرده و لفافه بیان شده وقتى که نقشه توحید خداى یگانه که در او پا نیشادها تنظیم شده در سطح افکار عامه پیاده میشود جز بت‏پرستى و اعتراف بخدایان بسیار از آب در نمیآید.

پس در هر حال اسرار ماوراء طبیعت و ماده را بپاى بندان عالم ماده در پس پرده باید گفت.

3-در عین حال که در مذاهب دیگر برخى از مردم از مزایاى دینى محرومند مانند صنف زن در مذهب برهمنى و کلیمى و مسیحى و مانند محرومیت عامه از مداخله در معارف کتاب‏هاى مقدس در وثنیت و مسیحیت، اسلام هیچگونه محرومیتى در مزایاى مذهبى براى کسى قائل نیست و عامه و خاصه و زن و مرد و سیاه و سفید در امکان دست‏یافتن بامتیازات مذهبى پیشش مساوى میباشند چنانکه خداى متعال میفرماید: «انى لا اضیع عمل عامل منکم من ذکر او انثى بعضکم من بعض‏» (1) ترجمه:من تباه نمیکنم عمل عمل کننده‏اى را از شما از مرد یا زن همه از همدیگرید-از یکنوعید-) و میفرماید: «یا ایها الناس انا خلقناکم من ذکر و انثى و جعلناکم شعوبا و قبائل لتعارفوا ان اکرمکم عند الله اتقاکم‏» (2) ترجمه:اى مردم ما همه شما را از مردى و زنى آفریدیم و شما رابگروههاى بزرگ و کوچک قسمت کردیم که شناسائى حاصل کنید تحقیقا گرامى‏ترین شما پیش خدا پرهیزکارترین شما است) .

پس از بیان این مقدمات میگوئیم قرآن مجید باینکه در تعلیم خود انسانیت را مورد نظر قرار داده یعنى هر انسانى را از آن جهت که انسان است قابل تربیت و تکمیل میداند تعلیم خود را در جهان بشریت‏بسط و توسعه داده است.

و نظر باینکه افهام در درک معنویات اختلاف شدید دارند و چنانکه دانسته شد القاء معارف عالیه از خطر مامون نیست تعلیم خود را مناسب سطح ساده‏ترین فهم‏ها که فهم عامه مردم است قرار داده و با زبان ساده عمومى سخن گفته است.

البته این روش این نتیجه را خواهد داد که معارف عالیه معنویه با زبان ساده عمومى بیان شود و ظواهر الفاظ مطالب و وظائفى از سنخ حس و محسوس القاء نماید و معنویات در پشت پرده ظواهر قرار گرفته و از پشت این پرده خود را فراخور حال افهام مختلفه بآنها نشان دهد و هر کس بحسب حال و اندازه درک خود از آنها بهره‏مند شود.

خداى متعال در کلام خود میفرماید: «انا جعلناه قرآنا عربیا لعلکم تعقلون و انه فى ام الکتاب لدینا لعلى حکیم‏» (3) [ترجمه:به درستى ما آنرا قرآن عربى-عربى مقرو و خواندنى-قرار دادیم تا شاید شما تعقل کنید و بدرستى آن در حالیکه در پیش ما در ام الکتاب است‏بلند (دست افهام بشرى بآن نمیرسد) و محکم است (افهام در آن رخنه نمیکنند) ].

و باز در مثلى که براى حق و باطل و ظرفیت افهام میزند مى‏فرماید: «انزل من السماء ماء فسالت اودیة بقدرها» (4) ترجمه:خدا از آسمان آبى‏نازل کرد پس-آب در-مسیلهاى-مختلف-هر کدام بقدر-ظرفیت-خود روان شدند.

و پیغمبر اکرم در حدیث معروف (5) خود میفرماید: «انا معاشر الانبیاء نکلم الناس على قدر عقولهم‏» (ترجمه:ما گروههاى پیغمبران با مردم باندازه عقلهاشان سخن میگوئیم) .

نتیجه دیگرى که ازین روش گرفته میشود اینست که بیانات قرآن مجید سبت‏ببطونى که دارند جنبه مثل بخود میگیرند یعنى نسبت‏بمعارف الهیه که از سطح افهام عادیه بسى بلندتر و بالاتر میباشد مثلهائى هستند که براى نزدیک کردن معارف نامبرده بافهام زده شده‏اند خداى متعال در کلام خود میفرماید: «و لقد صرفنا للناس فى هذا القرآن من کل مثل فابى اکثر الناس الا کفورا» (6) ترجمه:و سوگند میخورم ما درین قرآن براى مردم از هر گونه مثلى گرداندیم ولى بیشتر مردم امتناع ورزیدند جز اینکه نپذیرند و کفران کنند) .

و باز میفرماید: و تلک الامثال نضربها للناس و ما یعقلها الا العالمون‏» (7) ترجمه: و آنست مثلها براى مردم میزنیم ولى آنها را تعقل نمیکند مگر کسانیکه داراى علمند) و قرآن مجید امثال بسیار ذکر میکند ولى آیات بالا و آنچه درین مضمون است مطلق میباشند و در نتیجه باید گفت همه بیانات قرآنى نسبت‏بمعارف عالیه که مقاصد حقیقى قرآنند امثال میباشند.

پى‏نوشت‏ها:

1- سوره آل عمران آیه 195

2- سوره حجرات آیه 13

3- سوره زخرف آیه 4

4- سوره رعد آیه 17

5- بحار ج 1 ص 37.

6- سوره اسرى آیه 89

7- سوره عنکبوت آیه 43

 


 
نظریه صرفه
ساعت ٤:۳٥ ‎ق.ظ روز شنبه ۳٠ شهریور ۱۳۸٧   کلمات کلیدی: نکات قرآنی ،نظریه صرفه

                                                                       نظریه صرفه:

ناتوانى بشر از مقابله با قرآن و تسلیم دربرابر آن اعجاز قـرآن را ثـابـت و مـبـرهن نمود.

در پاسخ به این که چرا بشر نتوانست مانندقرآن بیاورد, بعضى از دانـشـمـنـدان شیعى و سنى , نظریه اى را به نام نظریه صرفه عنوان نموده و آن را یکى از وجـوه اعجاز قرآن شمرده اند.

مطابق این نظریه , خداوندهمت و انگیزه مردم را از معارضه با قرآن منصرف ساخته است .

طرفداران این نظریه در بیان آن اختلاف نظر دارند.

عده اى مى گویند خداوند توان مقابله با قرآن را از بشر سلب کرده است , به طورى که اگر متعرض قرآن گردند,نمى توانند مانند آن را بیاورند.

گروهى دیگر بر این باورند که خداوند اساسا توان تعرض به قرآن را سلب کرده است .

چه بسا بعضى تـوان مـقابله را داشته اند, اما چون توان تعرض از آنان سلب گردیده است , نتوانسته اند مانند آن را بیاورند.

از قول سیدمرتضى نقل گردیده است که خداوند علومى را که براى مقابله با قرآن نیاز داشته اند از آنـان سـلـب گردانیده است .

اگر بپرسیم چگونه اعجاز قرآن باقول به صرفه قابل توجیه است ؟ پاسخ آنان این است که اگر فرض کنیم مردم قادر به آوردن مثل قرآن بودند با توجه به این کـه مورد خطاب تحدى قرار گرفتند تمام شرایطبراى انگیزه مقابله با قرآن فراهم بوده است , در عین حال مى بینیم تمام آنان از این معارضه امتناع ورزیده با همه انگیزه ها و اقتضائاتى که در نظر آنـان بـراى ابـطال قرآن وجود دارد, قدمى در راه ابطال آن برنمى دارند.

همین امر از شگفت ترین امـورخارق العاده است و خارق العاده بودن آن بدین جهت است که آنها هم مى توانستند به مـقابله برخیزند (قدرت مقابله با قرآن ) و هم با آیات تحدى بر این امرتحریک گردیده , موقعیت و افـتـخـارات خویش را در معرض خطر جدى دیده در پى چاره اى مى گشتند (انگیزه شدید براى مـقـابـله ) اما در مقام معارضه و مقابله برنیامدند واین چیزى جز صرف همم آنان (به معناى سلب قدرت آنان ) از سوى خداوند نبوده است و فى نفسه اعجاز قرآن را نمایان مى سازد.

نـارسـایـى این نظریه بسیار آشکار است .

زیرا مطابق با این عقیده , اعجاز قرآن را درخود قرآن و از جـمـله در فصاحت بى نظیر آن نباید جست وجو نمود, بلکه اعجاز درصرف همم صورت گرفته اسـت , یـعـنـى خـداونـد اندیشه کسانى را که قصد برابرى ومانندآورى با قرآن کریم را داشته اند, مـنـصـرف گـردانـده اسـت .

ضـعف این نظریه بدین جهت است که ارزش ذاتى و ادبى ـ زبانى و مـحـتـوایـى و سـبکى قرآن را براى معجزه بودن آن کافى نمى داند.

از میان علماى امامیه سیدمرتضى و شیخ مفید طرفدار این نظریه اند.


 
ویژگیهاى جن از نظر قرآن
ساعت ٢:٠٧ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٤ امرداد ۱۳۸٧   کلمات کلیدی: نکات قرآنی ،ویژگیهاى جن از نظر قرآن ،جن

کلمه"جن"به معناى نوعى از مخلوقات خداست که از حواس ما مستورند، و قرآن‏کریم وجود چنین موجوداتى را تصدیق کرده، و در آن باره مطالبى بیان کرده:

اول اینکه: این نوع از مخلوقات قبل از نوع بشر خلق شده‏اند.

دوم اینکه: این نوع مخلوق از جنس آتش خلق شده‏اند، همچنان که نوع بشر از جنس‏خاک

خلق شده‏اند، و در این باب فرموده: جان را ما قبلا از آتشى سموم آفریده بودیم.سوره حجر، آیه 27.

سوم اینکه: این نوع از مخلوقات مانند انسان زندگى و مرگ و قیامت دارند، و در

این‏باب فرموده: اینان کسانیند که همان عذابهایى که امت‏هاى گذشته جنى و انسى را منقرض کرده بود، برایشان حتمى شده.سوره احقاف، آیه 18.

و چهارم اینکه: این نوع از جانداران مانند سایر جانداران نر و ماده و ازدواج و توالد وتکاثر دارند، و در این باره فرموده: و اینکه مردانى از انس بودند که به مردانى از جن پناه مى‏بردند.سوره جن، آیه 6.

پنجم اینکه: این نوع مانند نوع بشر داراى شعور و اراده است، و علاوه بر این،

کارهایى‏سریع و اعمالى شاقه را مى‏توانند انجام دهند، که از نوع بشر ساخته نیست،

همچنان که درآیات مربوطه به قصص سلیمان(ع)و اینکه جن مسخر آن جناب بودند، و نیز در

قصه‏شهر سبا آمده است.

ششم اینکه: جن هم مانند انس مؤمن و کافر دارند، بعضى صالح و بعضى دیگرفاسدند، و در

این باره آیات زیر را مى‏خوانیم"

(1)من جن و انس را خلق نکردم مگر براى اینکه مرا عبادت کنند.سوره ذاریات، آیه 56.

(2)سوره جن، آیه 1 و 2.

(3)سوره جن، آیه 14.

(4)سوره جن، آیه 11.

............................................

المیزان جلد 20 صفحه 60 علامه طباطبایى رضوان الله تعالى علیه