تاثیر افکار مسیحی در حادثه کربلا
ساعت ۱٢:٥۳ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٢ بهمن ۱۳۸٩   کلمات کلیدی: تاریخی ،تاثیر افکار مسیحی در حادثه کربلا

تاثیر افکار مسیحی در حادثه کربلا :

آقای صالحی(22)از ارشاد مفید، ص 185 نقل می کند که یزید با مشورت «سرجون» رومی، ابن زیاد را برای مبارزه با ابا عبد الله علیه السلام انتخاب کرد.

ایضا در کامل ابن اثیر، جلد 3، صفحه 268: فلما اجتمعت الکتب (کتب اتباع یزید بالکوفة) عند یزید دعا سرجون مولی معاویة فاقراه الکتب و استشاره فیمن یولیه الکوفة، و کان یزید عاتبا علی عبید الله بن زیاد، فقال له سرجون: ارایت لو نشر لک معاویة کنت تاخذ برایه؟ قال: نعم. فاخرج عهد عبید الله علی الکوفة. (عهد عبید الله نزد سرجون چه می کرده است؟! آیا خود دلیل بر نوعی نقشه ماهرانه نیست؟ ) فقال: هذا رای معاویة و مات و قد امر بهذا الکتاب. فاخذ برایه و جمع الکوفة و البصرة لعبید الله و کتب الیه و سیره الیه مع مسلم بن عمرو الباهلی و الدقتیبة فامره بطلب مسلم بن عقیل و بقتله او نفیه(23)...

در مقدمه بررسی تاریخ عاشورا آقای غفاری می نویسد: یزید عموما عمر خود را در دیرهای نصاری که آن روز حکم ستون پنجم را داشت به سر می برد و در لهو و لعب روزگار می گذرانید (و قهرا از ارباب دیرها تعلیمات و دستورات می گرفت. و عجب این است که این مراکز عبادت و انزوا سبب رواج فحشاء و شراب در جهان اسلام شد. چون شراب و خلوت با زن ممنوع نبود، حجاب نیز معمول نبود، خواه ناخواه همین مراکز عبادت تبدیل به مرکز فساد می شد) .

یکی از قرائن بر اینکه یزید تحت تاثیر افکار مسیحی بوده است همان شعر معروف وی است که می گوید:

شمیسة کرم برجها قعر دنها و مشرقها الساقی و مغربها فمی اذا نزلت من دنها فی زجاجة حکت نفرا بین الحطیم و زمزم فان حرمت یوما علی دین احمد فخذها علی دین المسیح بن مریم(24)

در مقدمه بررسی تاریخ عاشورا از یعقوبی و دیگران این حکایت معروف را نقل می کند که در سالی که معاویه یزید را با لشکری برای فتح بلاد روم فرستاد، در «غذقذونه» (یا به نقل ابو الشهداء: فرقدونه) که در آنجا دیری بود به نام «دیر مران» اطراق کردند و یزید در آن دیر با ام کلثوم نامی مشغول عیاشی و کیف شد، و در اثر بدی هوا لشکر مبتلا به تب و آبله شدند و مرض به قسمی در اردوی مسلمین افتاد که مثل برگ خزان روی زمین می ریختند و می مردند و هر چه به یزید اصرار کردند هر چه زودتر از این سرزمین کوچ کنیم اعتنا نکرد (اما ظاهرا ابو الشهداء می نویسد: لشکر در نقطه دیگری دچار این بیماری شد و یزید در این دیر مانده بود و ملحق به لشکر نمی شد تا این خبر به او رسید و اشعار ذیل را سرود) و این اشعار را سرود:

ما ان ابالی بما لاقت جموعهم بالغذقذونة(25)من حمی و من موم اذا اتکات علی الانماط فی غرف(26)بدیر مران عندی ام کلثوم(27)

22. [نویسنده کتاب شهید جاوید]

23. [پس چون نامه ها (نامه های پیروان یزید در کوفه) نزد یزید جمع شد، سرجون مولای معاویه را خواست و نامه ها را برایش خواند و با او مشورت کرد که چه کسی را والی کوفه گرداند. یزید آن روزها بر عبید الله بن زیاد خشمگین بود. سرجون به او گفت: بگو بدانم اگر معاویه برایت دستوری داده باشد رای او را می پذیری؟ گفت: آری. سرجون فرمان (معاویه برای) عبید الله را جهت ولایت کوفه بیرون آورد و گفت این نظر معاویه است و او مرد در حالی که به این نامه امر کرد. یزید نظر وی را عمل کرد و کوفه و بصره را به عبید سپرد و نامه ای به او نوشت و آن را توسط مسلم بن عمرو باهلی پدر قتیبه به سوی وی ارسال داشت و به او فرمان جستجوی مسلم بن عقیل و کشتن یا تبعیدش را صادر نمود. ]

24 - [خورشید من که از انگور است برج آن ته خمره شراب است، و از مشرق دست ساقی طلوع کرده و به مغرب دهان من غروب می نماید. و چون از سبو در جام ریخته شود غلغل کردن و زیر و رو شدن و حباب ساختنش حکایت از حجاجی می کند که بین دیوار کعبه و چاه زمزم مشغول هروله هستند. پس اگر بر دین احمد حرام است تو آن را بر دین عیسی بگیر و سرکش. ]

25. بالفرقدونة (نسخه بدل) .

26 - مرتفقا (نسخه بدل) .

27 - [مرا چه باک که تمام لشکر اسلام در «غذقذونه» از مرض آبله و تب مردند. من اکنون در دیر مران بر بالشهای پر قو تکیه داده و راحتم و ام کلثوم در آغوش من است. ]

 

منبع پایگاه حوزه