چرا قرآن مجید از دو راه ظاهر و باطن سخن گفته؟
ساعت ٤:٤۳ ‎ق.ظ روز شنبه ۳٠ شهریور ۱۳۸٧   کلمات کلیدی: نکات قرآنی

چرا قرآن مجید از دو راه ظاهر و باطن سخن گفته؟

 قرآن در اسلام صفحه 28  استاد علامه طباطبایى (رض) :

1- انسان در زندگى ابتدائى خویش که دنیوى و موقتى است مانند یک حبابى خیمه هستى خود را روى دریاى بیکران ماده زده در همه فعالیتهائى که در مسیر وجود میکند سر سپرده امواج خروشان ایندریاى‏بیکران است و سر و کار با ماده دارد.

حواس بیرونى و درونیش بماده و مادیات مشغول و افکارش نیز پاى بند معلومات حسى‏اش میباشد، خوردن و آشامیدن و نشستن و برخاستن و گفتن و شنودن و رفتن و آمدن و جنبیدن و آرمیدن و بالاخره همه فعالیتهاى زندگى را روى ماده انجام میدهد و فکرى جز این ندارد.

و گاهى که پاره‏اى از معنویات را مانند دوستى و دشمنى و بلندى همت و بزرگى مقام و نظائر آنها تصور میکند، اکثریت افهام آنها را بواسطه مجسم ساختن مصداقهاى مادى در نظر تصور میکنند چنانکه شیرینى پیروزى را با شیرینى قند و شکر و جاذبه دوستى را با کشش مغناطیس و بلند همتى را با بلندى مکان یا جاى یکى از ستارگان و بزرگى مقام را با بزرگى کوه یا نظیر آن حکایت مینمایند.

در عین حال افهام در توانائى درک و تفکر معنویات که از جهانى وسیعتر از ماده میباشند مختلفند و مراتب گوناگون دارند، فهمى است که در تصور معنویات هم افق صفر است و فهمى است که کمى بالاتر از آن مى‏باشد و بهمین ترتیب تا برسد به فهمى که با نهایت آسانى وسیعترین معنویات غیر مادى را درک میکند.

و در هر حال هر چه توانائى فهمى در درک معنویات بیشتر باشد بهمین نسبت تعلقش بجهان ماده و مظاهر فریبنده‏اش کمتر و همچنین هر چه تعلق کمتر توانائى درک معنویات بیشتر مى‏باشد، و با این وصف افراد انسان با طبیعت انسانى که دارند همگى استعداد این درک را دارند و اگر استعداد خود را ابطال نکنند قابل تربیتند.

2-از بیان گذشته این نتیجه بدست میآید که معلومات هر یک از مراتب مختلف فهم را بمرتبه پائین‏تر از خود نمیشود تحمیل کرد و گرنه نتیجه معکوس خواهد داد و مخصوصا معنویاتى که سطح‏شان از سطح ماده و جسم بسى بالاتر است اگر بى‏پرده و پوست کنده بفهم عامه مردم‏که از حس و محسوس تجاوز نمیکند تحمیل شود بکلى ناقض غرض خواهد بود.

اینجا بعنوان نمونه مذهب و ثنیت را میتوان ذکر نمود:کسى که با تامل عمیق در بخش او پا نیشاد و یداى هندى دقت کند و همه اطراف سخنان این بخش را پائیده برخى را با برخى تفسیر کند خواهد دید که هدفى جز توحید خالص و یگانه پرستى ندارد ولى متاسفانه چون بى‏پرده و لفافه بیان شده وقتى که نقشه توحید خداى یگانه که در او پا نیشادها تنظیم شده در سطح افکار عامه پیاده میشود جز بت‏پرستى و اعتراف بخدایان بسیار از آب در نمیآید.

پس در هر حال اسرار ماوراء طبیعت و ماده را بپاى بندان عالم ماده در پس پرده باید گفت.

3-در عین حال که در مذاهب دیگر برخى از مردم از مزایاى دینى محرومند مانند صنف زن در مذهب برهمنى و کلیمى و مسیحى و مانند محرومیت عامه از مداخله در معارف کتاب‏هاى مقدس در وثنیت و مسیحیت، اسلام هیچگونه محرومیتى در مزایاى مذهبى براى کسى قائل نیست و عامه و خاصه و زن و مرد و سیاه و سفید در امکان دست‏یافتن بامتیازات مذهبى پیشش مساوى میباشند چنانکه خداى متعال میفرماید: «انى لا اضیع عمل عامل منکم من ذکر او انثى بعضکم من بعض‏» (1) ترجمه:من تباه نمیکنم عمل عمل کننده‏اى را از شما از مرد یا زن همه از همدیگرید-از یکنوعید-) و میفرماید: «یا ایها الناس انا خلقناکم من ذکر و انثى و جعلناکم شعوبا و قبائل لتعارفوا ان اکرمکم عند الله اتقاکم‏» (2) ترجمه:اى مردم ما همه شما را از مردى و زنى آفریدیم و شما رابگروههاى بزرگ و کوچک قسمت کردیم که شناسائى حاصل کنید تحقیقا گرامى‏ترین شما پیش خدا پرهیزکارترین شما است) .

پس از بیان این مقدمات میگوئیم قرآن مجید باینکه در تعلیم خود انسانیت را مورد نظر قرار داده یعنى هر انسانى را از آن جهت که انسان است قابل تربیت و تکمیل میداند تعلیم خود را در جهان بشریت‏بسط و توسعه داده است.

و نظر باینکه افهام در درک معنویات اختلاف شدید دارند و چنانکه دانسته شد القاء معارف عالیه از خطر مامون نیست تعلیم خود را مناسب سطح ساده‏ترین فهم‏ها که فهم عامه مردم است قرار داده و با زبان ساده عمومى سخن گفته است.

البته این روش این نتیجه را خواهد داد که معارف عالیه معنویه با زبان ساده عمومى بیان شود و ظواهر الفاظ مطالب و وظائفى از سنخ حس و محسوس القاء نماید و معنویات در پشت پرده ظواهر قرار گرفته و از پشت این پرده خود را فراخور حال افهام مختلفه بآنها نشان دهد و هر کس بحسب حال و اندازه درک خود از آنها بهره‏مند شود.

خداى متعال در کلام خود میفرماید: «انا جعلناه قرآنا عربیا لعلکم تعقلون و انه فى ام الکتاب لدینا لعلى حکیم‏» (3) [ترجمه:به درستى ما آنرا قرآن عربى-عربى مقرو و خواندنى-قرار دادیم تا شاید شما تعقل کنید و بدرستى آن در حالیکه در پیش ما در ام الکتاب است‏بلند (دست افهام بشرى بآن نمیرسد) و محکم است (افهام در آن رخنه نمیکنند) ].

و باز در مثلى که براى حق و باطل و ظرفیت افهام میزند مى‏فرماید: «انزل من السماء ماء فسالت اودیة بقدرها» (4) ترجمه:خدا از آسمان آبى‏نازل کرد پس-آب در-مسیلهاى-مختلف-هر کدام بقدر-ظرفیت-خود روان شدند.

و پیغمبر اکرم در حدیث معروف (5) خود میفرماید: «انا معاشر الانبیاء نکلم الناس على قدر عقولهم‏» (ترجمه:ما گروههاى پیغمبران با مردم باندازه عقلهاشان سخن میگوئیم) .

نتیجه دیگرى که ازین روش گرفته میشود اینست که بیانات قرآن مجید سبت‏ببطونى که دارند جنبه مثل بخود میگیرند یعنى نسبت‏بمعارف الهیه که از سطح افهام عادیه بسى بلندتر و بالاتر میباشد مثلهائى هستند که براى نزدیک کردن معارف نامبرده بافهام زده شده‏اند خداى متعال در کلام خود میفرماید: «و لقد صرفنا للناس فى هذا القرآن من کل مثل فابى اکثر الناس الا کفورا» (6) ترجمه:و سوگند میخورم ما درین قرآن براى مردم از هر گونه مثلى گرداندیم ولى بیشتر مردم امتناع ورزیدند جز اینکه نپذیرند و کفران کنند) .

و باز میفرماید: و تلک الامثال نضربها للناس و ما یعقلها الا العالمون‏» (7) ترجمه: و آنست مثلها براى مردم میزنیم ولى آنها را تعقل نمیکند مگر کسانیکه داراى علمند) و قرآن مجید امثال بسیار ذکر میکند ولى آیات بالا و آنچه درین مضمون است مطلق میباشند و در نتیجه باید گفت همه بیانات قرآنى نسبت‏بمعارف عالیه که مقاصد حقیقى قرآنند امثال میباشند.

پى‏نوشت‏ها:

1- سوره آل عمران آیه 195

2- سوره حجرات آیه 13

3- سوره زخرف آیه 4

4- سوره رعد آیه 17

5- بحار ج 1 ص 37.

6- سوره اسرى آیه 89

7- سوره عنکبوت آیه 43