حکایت شانزدهم باب سوم گلستان سعدى
ساعت ۱:٠٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۳ اسفند ۱۳۸٩   کلمات کلیدی: معرفت ،حکایت شانزدهم باب سوم گلستان سعدى

در حکایت شانزدهم باب سوم گلستان سعدى

آمده است :

موسى (على نبینا و علیه السلام ) درویشى را

دید که از برهنگى به ریگ اندر شده ، گفت : یا

موسى دعایى کن تا حق تعالى مرا کفافى دهد

که از بى طاقتى به جان آمده ام .

موسى دعا کرد و برفت ، پس از چند روز که از

مناجات بازآمد مر او را دید گرفتار و خلقى انبوه

بر او گرد آمده ، گفت : چه حالتست ؟

گفتند: خمر خورده و عربده کرده و کسى را

کشته و اکنون به قصاصگاهش ‍ مى برند...


داستانهاى عارفانه
در آثار
(علامه حسن زاده آملى)
نویسنده : عباس عزیزى